تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
افتاده بود ، روسياهى برگشته بخت در پشت درخت در كمين كين نشسته ، در حين عبور ذات اقدس شهريارى را هدف گلولهء تفنگ ساخته از جاييكه تخمينا بيست قدم فاصله داشت ، تفنگ را گشاد داده ، از آنجا كه حفظ الهى در هرجا حافظ و نگهبان وجود بيهمال خسرو فرّخ‌فال مىباشد . گلوله رد گشته زير بازوى راست آن حضرت را به قدر يك انگشت خراشيده ، بر پشت « 1 » دست چپ آمده ، از آنجا به گردن اسب خورده اسب بسر غلطيد . شاهزاده رضا قلى ميرزا در آن روز در سوارى همراه بود ، خواجه‌سرايان و غلامان و قورچىها و هميشه كشيكان ركاب را اخبار ، و ايشان سراسيمه و بىتاب بر كوه و كمر و بيشه و جنگل سواره و پياده گرم جستجو گشته ، تا خبردار شدن ملتزمان ركاب آن دغاپيشه خود را بميان جنگل و بيشه زده ، بدر رفت . چون آنراه در دامنهء كوه و جنگل بسيار انبوه بود اثرى بظهور نرسيد . از آنجا كه مربّى و كارفرماى اين كارخانه خداوند يگانه است ، تا حال مكرر از اين گونه سهام از شست تيرانداز قضا گشاد يافته ، بسپردارى الطاف ايزدى از آن حضرت رد گشته ، صرصر اين قسم بلايا بهوادارى فانوس حمايت حضرت سبحانى غبارى بدامن شمع جهان‌افروز ذات مقدس نفشانده است :
« يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ »
« 2 » القصه از آنجا گذشته ، بعد از ورود رضا قلى ميرزا بعزم ييلامشى از ركاب اقدس مرخّص و مأمور بتوقّف در طهران گشته ، ماليات طهران باخراجات سركار شهزاده مقرر گرديد . پس موكب همايون در اواسط ربيع الاول وارد قزوين و بعد از پانزده روز از قراچه‌داغ و بردع 1295 وارد قبله و از آنجا از راه شاهداغى متوجّه مقصد گشتند . در عرض راه تمامى رؤسا و سركردگان طوائف
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ب » و « ح » : « شست » ( 2 ) - سورهء 9 ، آيهء 32 : « ميخواهند اينكه فرو نشانند نور خدا را بدهنهاشان و نمىخواهد خدا مگر اينكه تمام كند نور خود را و اگرچه كراهت دارند مشركان . »