تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
نمونهء قاعا صفصفا پذيرفت ، و اثرى از آبادانى در آن محال باقى نماند . در ازاء اين فتح نمايان دويست هزار روپيه ، كه مساوى ده هزار تومان بوده باشد ، بصيغهء انعام و خلعت‌بها ، در وجه غازيان و سركردگان عنايت ، و فرمان عاطفت‌نشان مشعر بر نويد عطاياى مجدّد از موقف اعلى خطاب بسركردگان عزّ صدور يافته ، بفاصلهء دو سه روز عريضهء مجدّد از سركردگان مزبور رسيد كه با لكزيه جاروتله مجادله و محاربه و برايشان مسلّط ، و ايشان را تا كنار آب سمور و محل موسوم به قصور 1289 تعاقب ، و جمعى از ايشان را از دم شمشير گذرانيده ، عيال و اطفال ايشان را بقيد اسار درآورده ، عرصهء جاروتله را كه مساكن آن طايفه مىبود ، بالكليه از وجود آن طائفه پرداخته‌اند . امّا در حين مراجعت به حكم قضا برف و دمه و صاعقه روى داده ، قريب به دويست نفر از غازيان ميان برف تلف شده‌اند . پس موكب جهانگشا از كنار گرگان حركت كرده ، وارد اشرف مازندران و سه روز آن مكان دلپذير مهبط عزّ و شرف گرديده از آنجا از راه سوادكوه عازم مقصد گشتند . از سوانح حيرت‌افزا اينكه : چون ولايت مازندران تمام جنگل و بيشه ، و در زمان پادشاهان سلف جنگل را تراشيده خيابان احداث كرده - اند ، كه شارع منحصر به همان خيابان است ، اعليحضرت شاهنشاهى در اوانى كه جنگ و كارزار نمىبود . اكثر اوقات با حرم محترم طى منازل فرموده ، و جمعى از خواجه‌سرايان و غلامان و هميشه كشيكان بقورقچيگرى مىپرداختند . آن روز بطريق معهود طى طريق كرده در محال سوادكوه 1292 از پل سفيد 1290 گذشته ، ما بين زير آب 1291 و بهجان « 1 » 1293 نزديك بقلعهء اولاد 1294 ، كه از مواضع قديم و در شهنامه مذكور است ، روز يكشنبهء بيست و هشتم صفر ، كه مقابلهء شمس و قمر واقع و هشت دقيقه قبل از آن قران نحسين اتّفاق
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « بهيجان »