تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
سر راه بر غازيان گرفته ، بجنگ پرداختند . در سنگر اول ، كه جار بود ، غازان زورآور گشته ، جمعى از آن طائفه ناچار همجوار شاهد فنا شدند . چون سمت شرقى كوه در تصرّف لكزيه بود آن طائفه تاب مقاومت نياورده جار را خالى ، و به جاوخ رفته ، بناى پرخاش گذاشتند . بعد از چند روز كه در خارج محاربات عظيم و جنگهاى متوالى بوقوع پيوست ، جمعى از ايشان بقتل رسيدند و جمعى خود را بسنگر سيم كه بر فراز كوه واقع و از اصعب مواضع بود كشيده « 1 » ، مشغول جنگ شدند . و آن مكانى است بسيار صعب مشتمل ببيشه و جنگل ، كه بر بالاى كوه اتفاق افتاده و بيك راه انحصار دارد « 2 » ، و مشهور به آقزىپر است ، كه اگر پياده‌گر مروى خورشيد بر فرازش آهنگ صعود نمايد ، از سينه قدم سازد ، و اگر پيك سريع السير ماه بر قبّه‌اش آغاز بالاروى كند ، خود را از درجهء اعتبار اندازد . دلاوران افغان ابدالى داوطلب گشته استدعا كرده كه پيش جنگ لشكر ظفراثر باشند . پس هنگام روز طرح جنگ افكنده ، تا شام از طرفين جمعى بمعرض قتل درآمده ، و نيمهء شب مانند دعاى مستجاب كه آهنگ عالم بالا كند ، بپايمردى جلادت آغاز صعود كرده ، هرچند لكزيه بغلطانيدن سنگ و انداختن تير و تفنگ بمدافعهء پرداختند ، دليران باز روى پس نكرده ، پاى جرأت پيش گذاشتند . اگرچه صد نفر از دلاوران ابدالى مقتول و زخمدار گرديدند ، امّا بتأييد الهى و قوت اقبال شاهنشاهى سنگر را متصرف و چون سمت شمالى كوه مسدود و راه فرار برايشان بسته بودند . جمعى از آن طايفه از غلبهء هراس سراسيمه از كوه پريده ، بمغاك نيستى افتاده ، و بقيّهء ايشان اسير و دست‌گير گرديدند ، مگر معدودى از ايشان كه از ميانه بدر رفتند . تمامى اماكن و مساكن آن طائفه از صدمهء جنود مسعود عاليها سافلها گشته ،
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « سختترين مواضع بود . » ( 2 ) - در نسخهء « ط » : « آن راه فقط يكى است . »