پشت به پشت داده ، تسويهء صفوف نموده بعرض سياهى لشكر پرداختند . همچنين طول سپاه آن گروه نيم فرسخ به نظر مىآمد . خديو كشور فيروزى كه آرزومند چنين روزى بودند ، فى الفور جمعى را بصيانت اردوى همايون مقرر و سروبر را آراستهء درع و مغفر ساخته ، بر اشهب گردون خرام سوار شدند . قول همايون مستقر صولت نصر اللّه ميرزا و جمعى از خوانين نامدار گشته ، توپهاى كوهتوان را ، كه ميدان جنگ متحمل آتشفشانى آن ثعابين برقآهنگ نميشد ، در تحت لواى شهزادهء والاتبار گذاشتند و رايت آيت
يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ
« 1 » را در عرضهء رزمگاه افراشتند و خود با افواج نصرت قرين و مبارزان عرصه كين و توپهاى جلو ، متوجه نبرد و عازم ميدان رزم و آورد گشتند :
ز بس تعداد لشكر بيكران بود * سر انگشت كوكب خونچكان بود
برون رفت از هجوم صف كشيده * مژه بر همزدن از چنگ ديده
شد از آمد شد مرد سپاهى * غبار خرمن مه گاو ماهى 1197
فلك چندانكه دامن دركشيدى * سرانجم را بنوك نيزه ديدى .
غريو خم روئين ولوله در چرخ هشتمين انداخت و پرچم رايات گلگونپرند ساحت سپهر را شفقگون ساخت . چرخچيان طرفين مانند چرخ فتنهجو بشورانگيزى پرداخته ، مبارزان جرار و بهادران خونخوار ، دست باستعمال آلات حرب گشادند . سرهاى دليران مانند گوى در خم چوگان قوائم « 2 » اسبان غلطان شد ، و رؤوس سركشان مانند حباب در درياى
هامش
( 1 ) - سورهء 30 آيهء 3 ، معنى : « اين روز شاد شوند گروندگان به يارى خدا . »
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « پاهاى »