كرده ، بسراى عظيمآباد 1191 ، هشت كروهى تانيسر 1190 برگشته ، توقف و شب جمعهء پانزدهم ماه مزبور دو ساعت از شب گذشته ، چند نفر از قراولان وارد و گرفتاران را بحضور و الا آوردند و تحقيقات زبانى از ايشان به عمل آمد . پس معتمدى را روانهء عظيمآباد ساخته بقراولان اعلام فرمودند كه در همانسراى توقف ، و جمعى از يكهتازان جلادتنشان در آن حوالى از روى حزم و ثبات عزم بقراولى پردازند . چون از سراى مزبور تا كرنال شش كروه 1192 مسافت داشت :
كه چهار كروه آن تمام جنگل و مشتمل بر يك راه باريك ، و دو كروه ديگر فى الجمله خالى از بيشه و راهش هموار بود . خديو بيهمال دليران شرباشران 1193 را دو دسته كرده ، از جانب شرقى و غربى اردوى محمد شاه فرستادند كه هريك سمت خود را ملاحظه و جا و مكان نزول و هموارى زمين و كيفيت جنگل و ميدان جنگ را تشخيص دهند و در سراى عظيمآباد خبر بموكب و الا رسانند .
در روز شنبهء دوازدهم ماه رايت جهانگشا از شاه جهانآباد متوجه تانيسر ، كه در ده كروهى واقع است ، گرديدند . روز يكشنبهء سيزدهم ماه هنگام طلوع صبح لواى آسمانسا نهضت يافته ، قول همايون را بشاهزاده نصر اللّه ميرزا ( 1194 ) تفويض ، * و جمعى از خوانين را سايه گزين جناح هماى همايونفال شاهزاده ساخته * « 1 » ، خود با فوجى از دلاوران يكساعت و نيم از روز گذشته وارد سراى عظيمآباد گشته ، و چون محل مزبور مشتمل بر رباط عظيمى بود كه به سنگ و آجر برآورده بودند ، حاكم انباله « 2 » و اهالى آنجا باستحكام قلعه و رباط مغرور گشته ، بسركشى پرداختند . به حكم و الا توپ بحصار مزبور بستند ، و همگى آنجماعت از بيم جان طالب امان گشته ، بپابوس همايون سرافراز و سربلند شدند ، و در آنجا سركردگان قراول شرباشران بر وفق فرمان حاضر گشته ، مجددا هريك سروزندهاى كه از اردوى محمد شاه بدست آورده بودند ، به نظر اقدس رسانيده از گرفتاران زبانى لوازم استخبار به عمل
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ط » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « امواله »