تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
تا اينكه سعادت از لشكر هنديان برتافت ، و انهزام در آن لشكر افتاد : سعادتخان و نثار محمد خان برادرزادهء او « 1 » ، كه در هودج‌فيل قرار داشتند ، به همان نحو با اقرباء و اتباع خود زنده گرفتار ، و خان دوران ، كه سپهسالار و مدار اليه سلطنت بود ، زخمدار گشته ، يك پسر او با مظفر خان برادرش مقتول و مياعاشور خان ولد ديگرش بقيد اسار درآمده ، خودش نيز روز ديگر به علت آن زخم ، كه كارگر افتاده بود ، درگذشت . و اصل خان سردار قشون خاص محمد شاه با شاهداد خان افغان و يادگار خان و مير حسن خان كوكه و اشرفخان و اعتبار خان و عاقل بيك خان و على احمد خان ، كه از امراى معتبر بودند ، با قريب صد نفر از امراء و خوانين و عظماى ديگر و سى هزار از لشكريان ايشان عرضهء شمشير زهر آبگون گشته و جمعى كثير زنده بسلسلهء گرفتارى پيوستند . محمد شاه با نظام الملك و قمر الدين خان وزير اعظم چون قريب باردوى خود تسويهء صفوف و اعلاء اعلام دولت نموده بودند ، بمعسكر خويش بازگشته دست بذيل تحصن زدند . خزائن بيحد و مرّ و فيلان كوه‌پيكر و توپخانه‌هاى پادشاهى و امرائى را با غنائم بسيار و اثاثه افزون بيشمار بحيطهء تصرف درآمدند . تا عصر تنگ عرصهء ميدان از وجود « 2 » دشمن و سپاه هند خالى ، و باجساد كشتگان مشحون گرديد . بعد از وقوع اين فتح نمايان چون محمد شاه اطراف غورقان خود را بمورچل و خندق و توپخانه استحكام داده بود ، خسرو گردون شكوه سپاه انجم گروه را اذن يورش نداده از چهار طرف بمحاصرهء اردوى او مأمور ساخته ، بتسديد راه فرار هنديه پرداختند . چون كار محمد شاه
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « تا اينكه سعادت خان از لشكر هنديان روى برتافته يكباره بجانب انهزام شتافت و نثار محمد خان برادرزاده او » ( 2 ) - در نسخهء « ح » : « تا غروب آفتاب ميدان نبرد از وجود »
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 326 | ميرزا مهدي خان استر آبادى