تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
جهان‌آباد جاريست و تا درياى جمون « 1 » 1196 يكفرسخ و نيم فاصله دارد ، صبح كه كوكبهء جهانگيرى آغاز نهضت كرد ، قشون نصرت‌كيش را سه قول قرار داده ، شهزاده نصر اللّه ميرزا را تعيين فرمودند كه در جانب شمالى درياى جمون تا حوالى كرنال آمده رايت قرار افرازند ، و شهريار كشورگير ما بين رود فيض و درياى جمون را مسير يكران گردون نظر ساختند ، و جمعى براى ملاحظهء يورت و موضع جنگ ، عازم اردوى محمد شاه شدند و در عرض راه قراولانى كه شب بر سر برهان الملك سعادتخان مأمور شده بودند ، وارد و خبر آوردند كه سعادتخان در نيم شب از بيراهه خود را باردوى محمد شاه رسانيده است ، و قراولان از عقب او رسيده بسيارى از كسان و اسباب او را اسير و غارت نموده‌اند . پس آن حضرت نيز از محاذات لشكر محمد شاه گذشته شرقى اردوى او را بفاصلهء يكفرسخ ، كه ميدان مسطح بود ، براى نزول اختيار ، و بر وفق امر اقدس نصر الله ميرزا بقول همايون ملحق ، و در آن موضع نصب لواى قرار كردند . در اثناى آن حال سعادتخان آگاه شد كه پيشتازان جنود منصور بنهء او را تاخته و تاراج كرده‌اند ، چون از مردم ايران حوصلهء غيرتش اينمعنى را برنتافت « 2 » از راه غرور آمادهء جنگ گشت ، خان دوران سپهسالار هندوستان با و اصل خان ، سردار قشون خاص پادشاهى ، و جمعى از خوانين عمده باعانت او از جاى درآمده ، قشونهاى او را دسته‌دسته كرده ، با توپخانهء سنگين و احتشام رنگين آهنگ ميدان جنگ كردند . اين معنى محرك عرق حميت محمد شاه گشته ، او نيز با نظام الملك ، كه صاحب صوبهء ممالك دكن و از عظماى آن دولت بود ، و قمر الدين خان وزير ممالك و باقى خوانين و صوبه - داران با جمعيت از حد فزون و فيلان مست و بآتش‌دستى توپخانه و اسباب آتشخانه بيرون آمده ، از نيم فرسخى كه ميدان جنگ بود به غورقان خود
هامش
( 1 ) - در نسخهء « الف » : « خمول » ( 2 ) - در نسخهء « ح » : « چون حوصله‌اش قبول اين معنى را نكرد . »