باضطرار انجاميد ، نوشتهايكه از لاهور به آن پادشاه ذيجاه نگارش يافته بود :
كه چون فيما بين حضرتين نسبت تركمانى و اتّحاد و سلسله جنسيّت تحقّق دارد ، و بعد از جنگ و خودآزمايى هرگاه عفوى درباره اعيان آن دولت به عمل آيد ، باز بالتماس آن جناب خواهد بود . آن نوشته را وثيقهء « 1 » تشفع ، و وسيلهء اعتذار ساخته ، روز سيم خلع سلطنت از خود كرده ، افسر سرورى را از سر برگرفته ، با خوانين و امراء باستظهار تمام وارد دربار سپهر احتشام گرديد .
در حينى كه پادشاه ذيجاه عازم دار الامان حضور اقدس بود ، بمراعات نسبت ايلى كه فيما بين حضرتين تحقّق داشت ، از جانب حضرت ظلّ اللهى شهزاده نصر اللّه ميرزا را تا خارج اردوى همايون باستقبال آن پادشاه فرخندهخصال مأمور ، و هنگام ورود تا پيشگاه مسعود آن حضرت نيز تا بيرون خيمهء مبارك راه و رسم اعزاز پيموده ، از آنجا كه دستگيرى در اين مقام شايستهء آيين سرورى است ، دست آن حضرت را از روى تلطّف گرفته ، در مسند همايون همنشين خود ساختند . در حقيقت زمام اختيار كل ممالك هندوستان بدست تصرّف دولت نادريه درآمد . محمد شاه چاشت آن روز را در بارگاه خاقانى مهمان آن حضرت مىبود ، اكرامى كه از جانب چنان ميزبان شايستهء چنين مهمان بود به عمل آمد . باز محمد شاه بعد از ظهر بمعسكر خود مراجعت كرده ، اما افواج قاهره به همان نهج دست از محاصرهء اردوى او برنداشتند . روز ثانى محمد شاه با امرائى كه داشت از اردوى خود كوچ كرده عازم اردوى همايون گرديد ، و بملاحظهء پاسدارى حرمت آن خاندان والاتبار ، خيمهنشينان « 2 » پادشاه والاجاه و سراپرده و حرم محترم او در كنار معسكر نصرتاثر قرار يافتند . عبد الباقى خان زنگنه ، كه از اعاظم امراء بود ، با جمعى مأمور گرديد كه همه جا همراهى ركاب آن پادشاه والاجاه نموده ، بلوازم مهماندارى و
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ط » : « آن مكتوب را وسيله »
( 2 ) - در نسخهء « ط » : « مجلسيان و مصاحبان »