آمد ، بوضوح پيوست كه محمد شاه از دستبرد قراولان پا بدامن تحصن كشيده و همان مكان را ، كه جاى محكم است ، مأمن عافيت خود نموده ، شربا - شرانها ، كه ملاحظهء سمت شرقى و غربى اردو كرده بودند ، بعرض رسانيدند كه هر دو طرف جنگل است و زمين مسطحى ، كه شايستهء نزول كوكبهء نصرت آهنگ و قابل ميدان جنگ باشد ، نيست . چون راهى كه باردوى محمد شاه ميرفت منتهى بجنگل ميشد ، و مرضى طبع اقدس نبود آن حضرت اراده كردند كه به سمت شرقى اردوى او متوجه گشته ، در طرف پانىپت 1194 ، كه ما بين كرنال و شاهجهانآباد واقع است ، در ميدان وسيع و عرصهء هموارى دو سه روز نصب كوكبهء فيروز و رفع رايات عالمافروز نموده تا اگر محمد شاه بمقابله آمد بجنگ پردازند ، و الّا از همان راه رايات توجه به سمت شاه جهانآباد « 1 » افرازند . موكب همايون روز دوشنبهء چهاردهم ماه قبل از طلوع فجر از منزل مزبور حركت ، و از رودخانهء فيض گذشته در دو فرسخى اردوى محمد شاه مكان هموار و مسطح ديده ، خيام فلك احتشام را در آن مقام افراشته ، خود با چند نفر از دلاوران ظفرفرجام تا نزديك معسكر محمد شاه ، كه علمها و بيرقهاى ايشان نمودار « 2 » بود ، بادپاى جهاننورد را صبارفتار ساخته ، و بلشكرگاه ايشان نظر تحقيق انداخته ، بمقر دولت مراجعت فرمودند . هنگام شام بعرض اقدس رسيد كه برهان الملك سعادتخان ، كه صوبهدار چند مملكت و معظم امراى هندوستان بود ، با چهل هزار نفر قشون و توپخانه و استعداد تمام بعزم امداد محمد شاه وارد پانىپت شده ، فى الحال جمعى از سپاه نصرتپناه بمقابلهء او مأمور شدند . اگرچه همه جا بفاصلهء نيم فرسخ كمابيش اطراف اردوى محمد شاه جولانگاه خيول نصرتكيش بود كه از گوشه و كنار سروزنده گرفته مىآوردند ، اما باز فوجى را همانشب بر سر معسكر او فرستادند . صبح روز سهشنبهء پانزدهم ماه از آن منزل حركت ، و چون رودخانهء فيض كه بشاه
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « دهلى »
( 2 ) - در نسخهء « ط » : « آشكار »