تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
زده و سپر بىباكى را بر روى كشيده با اقدام تهوّر بجانب قلعه دويدند ، هريك خود را هدف چندين گلولهء جانسوز ديده ، تدبير را مخالف تقدير يافته ، جمعى كثير از قشون و چريك لگزيّه فراه از آن حركت بىهنگام بقتل رسيدند ، لهذا سردار را در ازاء اين سوء حزم و قصور عزم معزول و بدرگاه معلّى طلب فرموده براى اصلاح كارش حكيمانه چوب تأديب را ، كه حكم چوب چينى 1124 داشت ، موافق مزاج او يافته ، بر او جارى ساختند - هريك از چاكران را سر بر فلك رسيده بود اما او را پا بفلك رسيد - الحاصل ديوانقلى بيك افشار علمدارباشى را باتفاق بيك سلطان ميش‌مست توپچىباشى به آن خدمت نامزد و باسباب نقب كندن و آلات يورش بردن روانه ساختند . مأمورين از روى جدّ و جهد بكندن نقب و بردن سيبه پرداخته و در دهم شهر شوّال آن سال خجسته مآل ندا خان افغان ، كه از جانب حسين بحكومت زمين داور منسوب بود ، نداى امان به گوش غازيان رسانيده ، ولد خود را بعزم استيمان بپايهء سرير فلك‌بنيان فرستاده ، قلعه را تسليم سركردگان نموده ، بموجب حكم همايون با افاغنه‌ى كه مستحفظان آن حصار بودند ، باتفاق يارى بيك سلطان بدرگاه معلّى شتافت ، و از جان و مال بخشش يافت . « 1 » چون افاغنهء قندهار چند سال بود كه در جمع ذخيره و تهيهء اسباب قلعه‌دارى مىكوشيدند ، و بكثرت آذوقه * و عدّت خود * « 2 » و متانت مكان مستظهر گشته ، پشت به ديوار اطمينان داده ، در پناه حصار قلعه‌دارى تحصن داشتند ، مدت محاصره ده ماه كامل امتداد يافت . در نهم شهر شوّال عزيمت يورش در خاطر اقدس تصميم يافته ، اوّلا جمعى از سربازان معارك جلادت بتسخير برجهاى خارج قلعه پرداخته و آنها را در حيطهء تصرّف درآوردند كه از آن جمله برج عظيمى بود ، كه بر فراز تپه رفيع واقع و فوجى از افاغنه با چند توپ مستحفظ آن برج بودند ، آن را
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » عبارت بعد از « شتافت » چنين است : « و موقف آن سرور را نجاتگاه خود يافت . » ( 2 ) - در نسخهء « ط » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 297 | ميرزا مهدي خان استر آبادى