تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
آواره كردند « 1 » . چون اين خبر بعرض آقاى دادخواه اعنى خديو دادگر رسيد ، فرمان همايون خطاب بشاه افراسياب جاه بخارا و بزرگان تركستان عزّ صدور يافت ، مشعر بر اينكه چون آن سلطنت مآب سليل سلسلهء سلطنت چنگيز خان و دوحهء خاندان تركمان مىباشند ، مقرّر فرمودند كه شاهزاده به كار بخارا نپرداخته و از آنجا كه در عالم ايلى تمكّن آن والاجاه بر اورنگ سلطنت موروثى ، منظور نظر اقدس مىباشد ، چند نفر از رؤساى آن ديار را براى بناى كار و استقرار امور آن مملكت روانهء دربار سپهراقتدار سازند . و نيز حكم همايون بشاهزاده مرقوم شد كه منشور عزّت را براى شاه والاجاه ارسال داشته ، خود معاودت به بلخ نموده بانتظام و اتّساق امور آن مملكت پردازد ، و هرگاه اهالى توران راه فرمان باقدام امتثال پيمودند فبها المراد ، و الّا بتأييد الهى از دست جنود قضا گوشمال خواهند يافت . پس شاهزاده حكم همايون را فى الحال براى شاه والاجاه ارسال و ترك محاصرهء قرشى كرده از آب آمويه 1123 عبور « 2 » ، و ساحت بلخ را مقرّ كوكبهء منصور ساخت . امّا حقيقت حال زمين داور اينكه در حين ورود كوكبهء مسعود به گرشك ، سردارى زمين داور و هزارجات به كلبعلى بيك كوسه احمدلو عنايت گشته ، او را با توپخانه و استعداد تمام روانه ساختند . مشار اليه مدت نه ماه بمحاصرهء آن قلعه پرداخته كارى نساخت ، و در آخر كار بناى يورش گذاشته ، بعضى از افاغنه نفاق‌انديش را كه در معسكر او بودند نزد خويش طلب داشته ، بايشان ممهّد و معهود نموده بود كه رفته افاغنه‌اى را كه مستحفظ بروج‌اند با خود همداستان سازند كه در حين يورش بروج دروازه را بدست دهند . آن جماعت به اين بهانه رفته قلعگيان را خبردار و همگى را در وقت آماده كار ساختند . بعد از آنكه غازيان در شب معيّن از بيرون بعزم قلعه‌گيرى دامن جلادت بر ميان
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ط » : « او را همانجا پاره‌پاره و از ديار هستى آواره كردند . » ( 2 ) - در نسخهء « ح » : « گذر . »