را مسخّر و دار الخلافهء جهان را بنور وجود خود منور ساخت . جنود هندى انجم و كواكب از مدارات بروج راه توارى گزيدند و ممالك بنك بهار نوروز و قلاع فتح و ظفر بر روى جهانيان گشاده گشته ، * قلعهء بهمن فتح و از ديوان قضا صوبهء بهاء و بلاد سنبل و حصار فيروزهء سبزه بچاكرى نفس نباتى مقرر و معين گرديد * « 1 » . فراشان با فر و شأن بافراختن بارگاه آسمانسا و نصب اورنگ عرش فرسا پرداخته و فلك اطلس در عرصهء غبرا « 2 » ظاهر نموده ، پايه زمين را بر آسمان افراختند ، و مجلسآرايان محفل ارمنگار در كمال فرّ و زيب بنظم و ترتيب بزم نوروزى دست گشادند . رؤساى لشكر و كبراى عسكر و امراى نامدار و عظماى كامگار از جامهخانهء همت سرشار مانند زرّينكلاهان انجم و اختر و نورانىلباسان ثوابت و سيّار بخلعتهاى طلاباف و البسهء زرتارى بر و دوش آراسته ، در حواشى آن محفل مينومثال فراخور رتبه و شأن نشستند و ايستادند .
گنجوران كاملعيار طبقهاى اشرفى چون اطباق چرخ هشتمين نثار آن بزم نصرتقرين ساختند . بعد از غنچهگشايى باغ و گلزار نوبت قلعهگشايى اقبال ابدمدار گشته ، در همانروز فيروز بتهيهء اسباب يورش پرداختند . چون طايفهء بختيارى در اوّل مرتبه داوطلب گشته كارى نساخته بودند ، باز ايشان را به اين امر مأمور و سه چهار هزار نفر از دليران خونخوار و سربازان عرصهء گير و دار را انتخاب كرده ، در شب دوّم ذى الحجة خود همراه رفته ، در اطراف قلعه در بيغولههاى سنگ و زواياى كوه و خفاياى جبال در كمين گذاشتند ، و خود نيز آن شب را در برج چهل زينه در پناه كوه در جاييكه از نظر قلعگيان مستور بود بانتظار طليعهء سلطان روز ، كه غيرت روز نوروز و رشك شب وصل مهوشان دلفروز بود ، اختفاء گزيدند ، تا هنگام ظهر آن روز ، بدون اينكه قلعگيان ادراك اين معنى نمايند ، در همان بيغوله توقّف فرمودند
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .
( 2 ) - در نسخهء « ط » : « خاكى »