تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
بتأييد الهى مسخر كرده تمامى مستحفظان را زنده گرفتار ساختند و بعد از آن بتسخير برج سنگين پرداخته و آن برج را ، كه در سمت شمالى قلعه در جانب چهل زينه 1125 در قلّه كوهى بسيار بلند واقع است و بقلعهء قندهار اشراف دارد ، دليران به حكم همايون دامن جلادت بميان زده ، بپايمردى عزم بلند آن را با چهارده برج ديگر ، كه از بروج فلك‌افزون و در فراز آن كوه سپهر نمون طعنه‌زن چرخ نيلگون بود و سيصد نفر از افاغنه قدرانداز بمحافظت آن اقدام داشتند ، تصرّف و بكمند اقتدار در شرفات تسخير آن قرار گرفتند ، و افاغنه بروج تمامى بمعرض قتل و اسر درآمده ، و خمپاره‌هاى ثعبان‌دهان و توپهاى كوه‌توان ، كه گلوله‌هاى هر يك به وزن هفت و هشت من بود ، از چنان راهى صعب كه پياده را عبور از آن به سهولت ممكن نبود ، بهزار جرّثقيل بالا كشيده ، بر قلعگيان و برج مشهور ببرج دده ، كه در جانب غربى قندهار واقع است ، بستند . الحق عقل محال انديش از وقوع اين امر غريب در وادى حيرانى و تنگناى سرگردانى است ، هركس آن راه تنگ و فضا پرپيچ و خم ، و آن كوه بلند آسمان توام را برأى العين ديده باشد ، بيقين خواهد دانست كه بالا بردن توپهاى كوه مانند از چنان مكانى * كه عنقاى فلك سير وهم از تصور قاف قله‌اش پر ميريزد ، * « 1 » منوط بنفاذ امر پادشاهى ، و چنين حكمى البته تالى حكم الهى خواهد بود . القصه از برج سنگين توپ و خمپاره را بر حال قلعگيان مظهر فحواى صدق انتماى
« وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ »
« 2 » ساخته ، پيكر هيولانى برج دده 1126 را از صورت جسمى انداختند . بعد از آنكه بنيان قرار برج دده تزلزل پذيرفت ، چون جماعت بختيارى ، كه باستحفاظ آن سمت اقدام داشتند ، مكرّر داوطلب و مستدعى اذن يورش بودند ، از طايفهء مزبور و اكراد چشمگزك ،
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد . ( 2 ) - سورهء 2 ، آيهء 23 : « آنكه هيزمش مردم باشد و سنگها . »
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 298 | ميرزا مهدي خان استر آبادى