تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
و افغان ابدالى از هر طرف سيصد نفر در روز پنجشنبهء بيست و دوم شهر ذيقعده ، بامر همايون مهيّاى كار گشته ، هنگام طلوع فجر بجانب آن برج يورش بردند . چون افاغنه پيش از وقت مطّلع گشته مهيّاى دفاع بودند ، قريب دويست نفر از داوطلبان مقتول و مجروح گشته ، عروج بر شرفات قصر مقصود ميسر نگرديد . پس دوباره بعزم يورش مصمم گشتند كه بعد از انقضاء جشن نوروز فيروز سلطانى يورش اندازند .

در ذكر وقايع يونت‌ئيل موافق سال فرخنده‌فال سعادت اشتمال هزار و صد و پنجاه هجرى

هنگامى كه شهرستانيان سياه و سفيد ليالى و ايّام شهر ذيقعده را ماه طالع از غرّه بسلخ پيوست نوروز كامرانى رسيد . يعنى در شب جمعهء سلخ ماه مزبور بعد از انقضاى شش ساعت و كسرى ، داور زرّين افسر مهر برسم شبيخون عزم تسخير دار القرار جهان كرد و ببرج حمل درآمد . افواج سبك‌روح صبا و شمال بصاحب‌لوايى سروسهى و رايت‌افرازى بهار بچيره‌دستى چنار مهيّاى يورش گشته ، بجانب دار الملك گلشن روآوردند . نيلوفر با صولت و فرّ قدم بر فرار كنگرهء شاخ بلند گذاشت ، و زنبق بر سر چهار برج حصار چمن ، بيرق بنفش پرچم برافراخت . افغان غراب و كلاغ « 1 » بنغمهء قمرى و عندليب تبديل يافت ، و نالهء جغد و بوم از بوم چمن « 2 » بصفير تذرو و سارك 1127 معاوضه شد . طوطيان شكرخاى كه از شورانگيزى دى تلخ‌مذاق بودند ، در قندهار شيرين بيانى شكرافشان شدند ، و افواج زاغ و زغن ، كه در عرصهء چمن مسكن گرفته بودند ، وطن را نعيق غراب البين 1128 گفته ، در حسرت آشيان مانند فاخته كوكوزنان گشتند . چون خسرو گيتىستان آفتاب جهانتاب هند ظلمت
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « نواى كريه كلاغ و غراب » ( 2 ) - در نسخهء « ط » : « در دار المرز چمن »
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 299 | ميرزا مهدي خان استر آبادى