لهذا فتحعلى خان چرخچىباشى و محمد على بيك قرقلو نايب ايشيك آغاسى باشى ، به حكم و الا بچاپارى رفته ، پير محمد خان را گردن زده ، سر او را با قشونهاى مزبور بدرگاه معلّى آوردند .
در بيان تسخير ام البلاد بلخ و وصول عمر بدخواهان از غره بسلخ
سابقا صورت تحرير پذيرفت كه شاهزاده كامگار رضا قلى ميرزا از موقف اعلى مأمور تنبيه على مردانخان حاكم اندخود ، كه در دادن كوچ عزيز قلى بيك دادخواه و باقى افشاريهء آنجا از باب امتناع درآمده بود ، گرديد . بعد از آنكه ساحت قندهار مقرّ الويهء نصرتشعار شد ، شهزاده نيز در خراسان تدارك توپخانه و استعداد و سرانجام اسباب سفر خير بنياد كرده ، از راه بادغيس و ماروچاق متوجه اندخود گشت « 1 » . چون ولايت اندخود معظم ولايت بلخ بود و بسكناى ايل افشار اختصاص داشت ، بورود كوكبهء مسعود شاهزاده به دو سه منزلى بلخ ، افشاريهء آنجا على مردانخان حاكم خود را گرفته و دستآويز خود ساخته ، باستقبال موكب شاهزاده شتافته ، كليد قلعه را به دو سپردند . سكنهء شبورغان نيز چون طايفهء جلاير بودند ، در عالم ايليّت از باب اطاعت درآمده و رسم انقياد بجا آوردند « 2 » . شهزاده بعد از انتظام امور آن دو ولايت على مردانخان را با چند نفر از رؤساى آن طايفه روانهء دربار معلّى ساخته ، خود متوجه آغچه 1116 شده اهالى آنجا نيز شرط خدمت بجا آوردند . « 3 » در غرّه ربيع الاول بنه و آغروق را با جمعى از تفنگچيان در شش فرسخى بلخ گذاشته ، خود در سه فرسخى نزول و صبح روز سوّم كه خسرو خاورى علم بر طارم چارم زد ، با كوكبه و احتشام و استعداد تمام رايت توجّه بجانب بلخ افراشت . طليعهء سيد ابو الحسن خان والى بلخ نيز در يك فرسخى شهر از ميان باغات ظاهر گشته ، چون جمعيّت مشار اليه موفور و نهرهاى عميق در سر راه مانع عبور بود ، شاهزاده سپاه منصور را دستهبدسته
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « به اندخود رفت . »
( 2 ) - در نسخهء « ط » :
« رسم اطاعت بجا آوردند . »
( 3 ) - نسخهء « ط » كلمهء شاهزاده اضافه را دارد .