تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
راه گريز پيش گرفتند . تمامى آن محالّ با مال وافر و غلات و ذخاير بتصرّف لشكر فيروزىمظاهر درآمد . روز ديگر از آنجا حركت و منزل به منزل به همين نهج قتل و اسر و نهب و احراق قرى و محالّ لگزيّه مىشد ، تا وارد قريهء كبدن 1043 ، كه متعلق به خاص فولاد خان شمخال بود ، گرديدند . ليكن سرخاى و اوسمى و ايلدار از وصول كوكبهء منصور آگاه گشته ، هريك سر خود را گرفته بسمتى فرار كردند . خاص فولاد خان با فوج خود در كبدن بموكب همايون ملحق و بشرف جبهه‌سايى آستان عزّ و شأن سرافراز گشت . از آنجا اعلام ظفرفرجام قاآنى بعزم تنبيه سرخاى بجانب قموق اهتزاز يافته ، در هفدهم ماه شعبان به ذوراق 1044 ، سه فرسخى قموق وارد ، و سرخاى نيز جمعيّت موفور فراهم آورده ، قلل جبال را سنگر كرده ، درّه‌اى را ، كه معبر جيوش دريا خروش بود ، فرو گرفته به اعتقاد خود سر راه بر آن خيل بلابست « 1 » . خديو بيهمال تفنگچيان را از چهار طرف مأمور بيورش ساخته ، اوّلا دليران افغان فراز كوه را ، از آن طايفه گرفته آتش جنگ و ستيز و احداث شور و رستخيز كردند . هنوز افواج ديگر در دامنهء كوه در كار صعود بودند ، كه لگزيّه تاب مقاومت نياورده فرار و يكّه‌تازان گزين از مكمن كين بتعاقب پرداخته ، تيغ تيز بايشان جارى ساختند و سروزندهء بسيار بدست آمد . چون باعتبار تنگى وقت و ضيق معبر عبور عسكر نصرت‌پرور در آن روز از آن تنگنا ميسر نبود ، جزائرچيان زحل تمثال « 2 » را بصيانت قلل جبال مأمور و همان محلّ را محلّ نزول كوكبهء منصور فرمودند . در آن اثناء ايلدار كه از لگزيّهء داغستان و آوار جمعيّت منعقد ساخته ، از سمت ديگر بمعاونت سرخاى مىآمد ، چون از شكست سرخاى خبر نداشت ، جزائرچيان سر كوه را لگزيّه سرخاى تصوّر كرده در كمال اطمينان آمدنى شد . بعد از اين‌كه كاشف به عمل آمد ،
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « به ظن خود با خس و خاشاك سد سيل بلا كرد . » ( 2 ) - در نسخهء « ط » : « مريخ‌صلابت »