تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
آبى كه در ميانه ساخته بودند شربت فنا چشانيده‌ايم ، براى برگشتن خان قريم شفاعت قيصرى در كار نيست و اين حكم را چون تقويم پارينه 1028 اعتبارنه ، پس سلطان مزبور را روانهء گنجه و عبد الباقى خان زنگنه را مأمور ساختند كه در تفليس توقّف كرده على پاشا را ، كه براى مصالحه از دولت عثمانيه مىآيد ، به گنجه برده در آنجا منتظر فرمان مجدّد باشند . رايات جهانگشا روز شنبهء نوزدهم جمادى الاخرى از تفليس حركت و از راه جاروتله عازم مقصد شدند . بعد از عبور از آب قاينق 1029 چون لگزيهء جاروتله را نيز گوشمال در كار بود ، در آنجا اردوى همايون را در كنار آب گذاشته ، عازم تنبيه آن جماعت شدند . ايشان پيش از وقت مساكن خود را خالى كرده ، بر فراز كوه البرز ، * كه در رفعت و صعوبت مشهور عالم است * « 1 » ، سقناق نموده بودند . باشارهء و الا تفنگچيان و جزائرچيان از اطراف كوه بيورش پرداخته ، به آن كوه فلك‌شكوه صعود و بآتش‌افروزى نائرهء جزائر و تفنگ قلّه زمهريرى جبل را كرهء نار نموده ، يك سمت سقناق را تصرّف كردند . لگزيه چون آن فوج بىامان را با خود دست بگريبان و بر خلاف عادت بلا را از زمين صاعد به آسمان ديدند ، بشوامخ 1030 و زواياى جبال متفرق گشته ، خود را بجانب آوار كشيدند و جمعى كثير از ايشان قتيل و اسير و بيوتات و منزل ايشان احراق يافت . پس كوكبهء و الا از راه شكّى و ارس ره‌نورد وادى ايلغار ، و از آنجا عازم اردوى نصرت‌شعار گشتند . بعد از ورود به شماخى خبر رسيد كه خان قريم ، كه بخارج دربند رسيده بود ، چون آوازهء توجّه موكب « 2 » جلال را شنيده عنان عزيمت برتافته دو منزل را يكى كرده بجانب قريم شتافته است . بنابر آن حكم و الا بنفاذ پيوست كه اسلام‌گراى سلطان ، كه در گنجه توقّف دارد ، از همان راه معاودت و فرمان قيصرى را برده بامناى آن دولت و الا بسپارد . چون خان مزبور بعد از ورود بحوالى دربند ايلدار نامى ، از شمخال‌زاده‌هاى سابق ، را بشمخالى داغستان منصوب و ايالت
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » و « ط » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد . ( 2 ) - در نسخهء « ط » : « چون خبر عزيمت موكب »