تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
شيروان را به سرخاى ، و حكومت دربند را به احمد خان اوسمى تفويض و ده هزار و پانصد تومان با تركش و شمشير و كوركا 1031 و طوق به او داده ، سرخاى نيز ولد خود را با پانصد نفر سوار گزين « 1 » بهمراهى خان مزبور تعيين و بعضى از اشرار آن طايفه هم عرصه را خالى ديده با خان دم از وفاق زده بودند . هرچند كه ابتداى زمستان و كوهستان داغستان را تمام برف فرو گرفته بود و عبور از معابر آن به آسانى مقدور نبود ، امّا حضرت ظلّ اللهى ، * كه پست و بلند جهان را مانند خورشيد جهانتاب در نظر انور يكسان مىشمارند * « 2 » ، بعزم بلند و همّت ارجمند مقيّد به سختى راه و اشتداد شتا نشده ، تنبيه آن طايفهء كم‌فرصت را پيشنهاد خاطر اقدس ساخته ، از راه آلتى آقاچ 1032 شماخى روانه ، و بعد از ورود به منزل درّه‌كندى 1033 ، فرمان همايون بعزّ نفاذ پيوست و مقرّر شد كه سردار داغستان از دربند آمده وارد منزل درّه 1034 ، من اعمال طبرسران 1035 شده ، در آنجا مكث و مشغول جمع كردن غلّات باشند ، و بعد بنه و آغروق را در موكب شاهزاده رضا قلى ميرزا از راه شابران 1036 روانه ، و خود با فوجى از لشكر نصرت‌اثر اولا عازم تنبيه اشرار بدوق 1037 و خناليق 1038 گشته ، ششهزار نفر از افواج منصور را نيز به سمت دوقوز پاره 1040 و آلتى پاره 1039 تعيين ، و جمعى را هم مأمور ساختند كه در سمت قبرى 1041 سر راه بر فراريان گيرند و بعد از آنكه لوازم قتل و نهب به عمل آمد ، عطف عنان كرده ، در محالّ قبّه باردوى همايون پيوندند . در پنجم شهر رجب سمت شمالى قلعهء دربند مضرب خيام سپهرمانند گشته ، چون بعرض اقدس رسيد كه ايلدار خان شمخال جديد و اوسمى و سرخاى سلسلهء جمعيّت را انتظام داده ، اراده دارند كه بر سر خاص فولاد خان شمخال روند ، لهذا رايات جهانگشا از دربند شبگير كرده وارد مجالس 1042 كه خان محمد ولد اوسمى در آنجا توقف داشت ، گشته ، خان محمد نيز با لگزيه سر مجالس را فرو گرفته آغاز ستيز و جمعى از ايشان قتيل و اسير گشته ، تتمه
هامش
( 1 ) - در نسخهء « و » و « ح » : « لگزى » ( 2 ) - در نسخهء « ط » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .