تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
ميرزا با ازناوران از ملتزمان ركاب بوده و در ظلّ « 1 » ظلّ اللهى بسر برد . در دو منزلى تفليس از مكان براتيل 1023 طهمورس ميرزا را مرخص فرمودند تا رفته كوچ خود را از كاخت به تفليس آورد . طهمورس ، كه توقع واليگرى را باسم خود داشت و در مقدّمات اسحق پاشا خدمت كرده صاحب شمشير و تدبير بود ، چون اين معنى از قوه بفعل نيامده بود مأيوس گرديده و با رؤساى گرجيّه توطئه نموده بدون اينكه وارد تفليس شود ، بخانهء خود شتافت . جمعى از ازناوران نيز از همان منزل فرار و كوچهاى خود را برداشته ، به سمت قراقلخان 1024 و روس و چركس 1025 ، كه از امكنهء صعب المسالك است ، بدررفتند . خديو بيمهال بعد از ورود به منزل سوغانلوق « 2 » 1026 سپاه نصرت‌پناه را فوج‌فوج كرده ، هر فرقه را بسمتى براى منع و استمالت طوائف گرجيّه تعيين ، و در بيست و نهم ماه مزبور شعشعهء چتر آفتاب‌قباب پرتو وصول بساحت تفليس افكند . از آن جماعت جمعى كه در مقام اطاعت بودند مورد امان گشته ، و سركشان بمعرض مؤاخذه درآمده و شش هزار خانوار از ايشان را كوچانيده روانهء خراسان ساختند . بيست روز تفليس مقرّ كوكبهء نصرت‌قرين گشت و بعد از آنجا بعزم تنبيه والى قريم رايت نهضت بجانب دربند افراختند . توضيح اين مدّعى اينكه : در حينى كه عبد اللّه پاشاى سرعسكر از دولت عثمانيه بسرعسكرى منصوب و عازم حدود ايران گرديد ، فرمان ذيشان قيصرى بنفاذ اقتران يافته بود كه خان قريم سلك جمعيّت خود را از فرقهء تاتاريه منعقد ساخته از راه سولاق و دربند متوجّه ايران شود . خديو بيهمال بعد از استماع اين خبر عليقلى خان ساريوليلو ، بيگلربيگى شيروان ، را با حاكم و قشون استراباد و فوجى از جنود مسعود پيش از وقت
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « حضرت ظل اللهى » . ( 2 ) - در نسخهء « ح » : « سوخانلاق » . ر ك . تعليقات .