در به دو طغيان سيل و آشوب تاتاريّه و شورش مرو شاهجهان به حكم و الا انهدام يافته بود و بعد از آن چند دفعه ببستن آن امر فرموده بودند و آبى به روى كار نيامده بود ، ظهير الدوله ابراهيمخان ، كه مامور بستن آن بند گشته بود ، بند مزبور را بسته و آب را بقلعه جارى ساخته و تشنگان مزارع و بساتين آن سرزمين ، از ورود آن رود سيراب و كاميابى اندوختند . و نيز كناس ايلچى روسيّه بنهجى كه سبق ذكر يافت و در اصفهان شرفاندوز خدمت اقدس گشته بود و در موكب همايون مىبود ، در حينى كه رايات نصرتآيات از ييلاق ايروان عازم قارص شد ، او را رخصت انصراف داده و ميرزا كافى نصيرى خلفا را بسفارت تعيين و با يك « 1 » زنجير فيل و بعضى هدايا بمرافقت او روانهء دولت روسيّه فرمودند .
در بيان حركت موكب همايون از قارص بجانب تفليس و دربند و انتظام مهام گرجستان و تنبيه اشرار داغستان
بعد از استرداد قلعهجات ايروان و گنجه و تفليس « 2 » ، انتظام و انجام امور گرجستان پيشنهاد خاطر اقدس گرديد . در هيجدهم جمادى الاولى از قارص عطف عنان بجانب تفليس كردند ، و مقرر فرمودند كه سركردگانى كه در تفليس بودند ، باتفاق طهمورس ميرزا و على ميرزا و سيصد نفر از تاوادان « 3 » 1019 و ازناوران 1020 كارتيل 1022 و كاخت 1021 براى بناى كار گرجستان روانهء دربار فلكبنيان شوند . مأمورين حسب الفرمان در عرض راه ادراك خاكبوسى آستان عزّ و جاه نمودند . هرچند طهمورس ميرزا بتفويض واليگرى اولى و احقّ و بمملكتدارى اليق بود ، امّا چون على ميرزا از فرقهء گرجيّه بشرف اسلام مستسعد و برادرش محمد پاشا در جنگ عثمان پاشاى سرعسكر بقتل رسيده بود ، واليگرى كارتيل را بعلاوهء كاخت بعلى ميرزا عنايت ، و او را بخطاب خانى سرافراز و با جمعى روانه ساخته ، مقرّر فرمودند كه طهمورس
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « باد و زنجير » .
( 2 ) - نسخهء « ح » عبارت « نظم و نسق آن حدود » را علاوه دارد .
( 3 ) - در نسخهء « ح » : « ناودان و از ناوران » ، در نسخهء « ط » : « تاوران »