بحصول امرى تعلق گيرد ، بدون سعى و طلب كليد دار الملك مطلب بدست مىآيد ، و رخنههاى گشوده از هر طرف بسته گشته درهاى بسته از هر باب گشايش مىيابد .
مصداق اينمقال مقدّمات قلعهء ايروان و گنجه و تفليس است كه درين چند سال نهال پا برجاى طايفهء روميّه در آن زمينها ريشهء تصرّف دوانيده ، به حدى شاخ و برگ سركشى افراشته بود ، كه بكشاكش ارّهء آمد و رفت ايلچيان و دهرهء « 1 » حرف و صوت سفراء ، بهيچوجه از پا درنميآمد و اين چند وقت كه اين همه از سركشان روميّه بپايمردى جلادت سر در پاى قلعه گذاشتند ، دست از قلعهدارى برنداشتند . درينوقت كه خبر قضيهء سر عسكر به گنجه رسيد ، اوّلا على پاشا ، والى آنجا ، ميرزا پاشا نامى را با چند نفر از رؤساى اوجاق بدرگاه كيوان رواق فرستاده طالب امان شد . اين مسؤول از حضرت ظلّ اللهى موقع قبول يافته ، عبد الباقى خان زنگنه را بهمراهى ايشان با فرمان امان روان ساخته ، بعد از وصول فرستادگان مزبور پاشاى مشار اليه در هفدهم صفر قلعه را تخليه ، و بموجب اشارهء اقدس با توپخانه و جميع اسراى ايرانى تسليم نموده ، مستدعى شد كه با فتحگراى سلطان 1010 ، والى زادهء تاتار ، كام دل از تلثيم 1011 عتبهء عليا دريافته و بعد از حصول اين سربلندى بجانب مقصد شتابند . مقرر شد كه على پاشا و فتحگراى سلطان باتّفاق عبد الباقى خان روانهء دربار سپهربنيان ، و جمعى از غازيان فيروزىنشان نيز ، روميّه قلعه را از آرپهچاى ، كه ابتداء سنوراست ، گذرانيده معاودت نمايند . على پاشا و فتحگراى سلطان بعد از ادراك سعادت كرنش 1012 و تلثيم و شرف پايبوسى پيشكشهاى لايق گذرانيده « 2 » ، بنوازشات خاص عزّ اختصاص يافتند . على
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « داس »
( 2 ) - در نسخهء « ح » عبارت چنين است : « بعد از ادراك سعادت كرنش و تلثيم وشرف پايبوس پيشكشهاى لايق تسليم و از نظر انور گذرانيده »