تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤

گفتار در ذكر سركشان لكزيه جاروتله و باقى صادرات امور ايّام توقّف گنجه

- در حينى كه رايات جاه و جلال ، در خارج قلعه توقّف داشت ، جمعى از رؤساى لكزيه جاروتله وارد دربار شوكت‌مدار گشته ، بمعياد بيست روز تعهّد كردند كه جمعى ملازم بريساق در ركاب آفتاب اشراق حاضر سازند . چون در آن موعد اثرى بظهور نرسيد ، جمعى از خوانين و حكّام نصرت‌فرجام را ، كه در حدود آغداش 976 مستعدّ و منتظر فرمان بودند ، بتنبيه آن طايفه تعيين كرده ، فوجى هم از معسكر فيروزىاثر بمعاونت ايشان نامزد و جمعى از گرجيه كاخت نيز بسركردگى على ميرزا ، ولد امام قلى خان ، از آن سمت رودخانهء كر به اين امر مأمور شدند . مأمورين بعد از انعقاد جمعيّت متوجّه سكنى آن جماعت گشته ، آن طايفه نيز از قلاع و مساكن خود رخت تحصّن بقله كوهى ، كه مهين فرزند دودمان البرز بلكه البرز پرورده دامان رفعتش بود ، « 1 » كشيده مانند كوه كمر بجنگ بربسته ، دست بخيره‌سرى گشودند ، و على الغفلة با سواره و پيادهء خود بلشكر فيروزى اثر هجوم‌آور شده ، اردوى انجم حشم را آماجگاه گلولهء تفنگ ساختند ، امّا « 2 » خود را نشانهء تير ملامت كرده جمع كثير از ايشان بمعرض تلف درآمده ، روى برتافتند و بسقناق خود شتافتند . پس سركردگان يكصد و پنجاه تن از آن طايفه را كه در دست داشتند از پاى درآورده ، بكند و كوب و رفت و روب آن ناحيه پرداختند و تمامى قراء و مساكن ايشان را آتش زده ، اموال و اسباب ايشان را عرضهء نهب و خسار 977 و اناث و ذكور آن طايفه را كه فرصت فرار نيافته بودند مورد قتل و اسار ساختند . چون موسم زمستان رسيده و خيل سرما كره زمهرير 978 را گرمسير شمرده بييلاق آن مكان رخت نزول كشيده ، و راه آن‌جا منحصر بيك ممرّ بود كه آن را هم لكزيّه بدرختهاى
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « بلكه البرز پرورده عظمتش بود . » ( 2 ) - در نسخهء « ط » : « اما نه آنها را بلكه خود را . . . »