حباب شد . امّا محصورين باستظهار امداد عبد اللّه پاشا كوپرلو اوغلى ، كه در آن اوان بسرعسكرى منصوب و آوازه آمدنش روز بروز مىآمد ، پشت به ديوار اميدوارى داده ، دست از دامن قلعهدارى برنميداشتند . درين چند ماه آنچه لازمهء كوشش و تمهيد بود در باب تسخير قلعه به عمل آمد . از آنجا كه كليد گشايش امور در دست كوتوال 975 قضا و مفتاح ابواب مقاصد در كف تقدير ايزد بىهمتاست تسخير صورت ميسّر نيافت . چون يورش هيچوقت راه و رسم خديو كشورگشا نبود ، فوجى از دليران خونآشام و عساكر بهرام انتقام را بسركردگى چند نفر از خوانين كرام و رؤساى انجم احتشام به اطراف قلعه مأمور ، و آن حصار استوار را در كمال شدّت محصور ساخته ، جمعى را بسردارى صفى خان بغايرى روانهء تفليس فرمودند . چون تسخير قلاع مزبوره به زور بازوى پنجهء اقبال بىزوال خسرو دادگر در سال بعد ميسّر مىگردد ، مجارى حالات اين داستان دلپذير انشاء اللّه وحده العزيز ، در ضمن وقايع سال آينده نگاشتهء قلم صدق مقال خواهد شد .
« سَأَتْلُوا عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْراً »
« 1 »
از نتايج قوت اقبال اينكه :
در ايّام محاصرهء گنجه چون اردوى همايون در تيررس واقع شده بود ، سدّ سديدى در برابر خيمهء خسروانى كشيدند كه تير مراد توپچيان به سنگ آمده باشد « 2 » . از اتفاقات « 3 » در خيمهء حرم محترم روزى در بستر آسايش نشسته بودند ، عزم ديوان سراى همايون كرده ، همين كه از جا برخاسته روانه شدند ، بدستورى كه در ايّام محاصرهء هرات اتفاق افتاده بود ، فى الفور توپى از قلعه انداختند ، كه گلوله آن در پهلوى مسند مبارك بر زمين آمد ، و چنان آفت بنگهبانى حفظ الهى از ذات بيهمال اقدس گذشت .
هامش
( 1 ) - سورهء 18 ، آيهء 82 ، معنى : « بگو زود مىخوانم بر شما از او چيزى را . »
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « كشيدند كه اگر تيرى اندازد تير مراد آنها به سنگ آيد . »
( 3 ) - نسخهء « ط » عبارت : « آن حضرت » را اضافه دارد .