ناميه آب رفته بجويبار عروق اشجار باز و آب تازه به روى كار آيد و بنى الاصفر 980 بهمن ، كه غارتگر گلهاى ابيض و احمر گلشن است بتهىدستى راه ديار ناكامى پيمايد * « 1 » . سلطان سيّارگان روز سهشنبهء بيست و پنجم شهر شوّال سال هزار و صد و چهل و هفت هجرى علمافراز خطّهء حمل گشته ، باب الابواب لاله و گل را ، كه كليد گشايشش در بند نقل و تحويل او بود ، با اهتزاز جيوش رياح ربيعى بر روى باغ و بستان گشاد . سرعسكر شتا ، كه عرصهء ميدان را از كوكبهء فروردين خالى ديده ، سه ماه متوالى در قلعهء قارص گلزار بمخالفت سنجق 981 قرار و بيدق اقتدار افراشته بود ، از خلاف جز پيكان برگ بيدى ثمرى نخورده ، و قلاع اربعهء ربع مسكون و چهار حد اقاليم سبعه مسخر داور لعل افسر گل ، و خديو زمرّد سرير سنبل گشته ، و دشمن باغى 982 باغ از شوكت نبهره 983 بهرهاى نبرد . مجلس خسروانى ، كه گلزار بهار استعارهء آب و رنگ از آن گلشن رنگين و باغ ارم اكتساب نزهت از آن حديقهء خلدآيين مىكرد و داغستان لاله و شقايق داغ رشگ از آن بر دل مىسوخت و سرخاى گل سرخ از خجلت صفاى آن فضا قفا به ناخن خار مىخاريد و او سمى بنفشه از غيرت كبود گشته سر به زير افكنده در حيرت مىبود ، مشحون 984 بانواع خواسته بپاخاسته و برو دوش رؤساء و سران سپاه از اسباب گلگون و خلاع زرتارى گوناگون آراسته گشته ، بهارستان ديگر به نظر آمد . بعد از انقضاء جشن نوروزى نوبت آرايش گلزار پررنگ و بوى دولت ابدپيوند رسيده ، در آن روز فيروز نخست « 2 » استفتاح قلعهگيرى و استرداد ولايت دربند و بادكوبه را كردند .
تبيين اين مقال آنكه : سابق سمت ذكر يافت كه كناس ايلچى ، كه از جانب پادشاه خورشيدكلاه روس بسفارت در اصفهان بهرهياب تقبيل عتبهء عليا گشته از ملتزمان ركاب هميون مىبود ، چون بعد از تسخير قلعهء شماخى
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ط » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « در آن روز فيروزبخت استفتاح . . »