رفت . يك دفعه نيز هفت نقب بشعبههاى مختلف بنا گذاشتند ، نقّابان روميّه بيكى از نقبها مطّلع شده باطل نمودند . امّا در شش نقب ديگر ، كه سه هزار و پانصد من باروت به كار رفته بود ، غافل شدند . حوالى فجر ، كه مستحفظان ثوابت و سيّار بر فراز اين نيلگون حصار با فروختن مشعل نور و ضيا سرگرم كار بودند ، اولا به حكم و الا يك نقب را آتش داده ، از اطراف قلعه ولوله يورش درافكندند « 1 » . قلعگيان بتصوّر اينكه همان يك نقب بوده كه نائره شرارهاش فرو نشست از خوف يورش ببروج و حصار ازدحام و هجوم عام كرده ، همين كه فراز آن قلعهء استوار مقام استقرار مردان كارديده گرديد ، شرارهاى از آن آتش جانسوز به نقبهاى ديگر افتاد و درگرفت ، از آنجا دود در نهاد اهل قلعه افتاده ، اختر حيات هفتصد تن از حارسان بروج با كوكب عمر ولد على پاشا والى گنجه احتراق يافت . از آن طرف روميّه نيز دو دفعه نقب بپاى سيبه آورده ، يكى را سيبهداران مطّلع شده ، باطل كردند . نقب ديگر عقدهء دل را شكافته ، از آتش درون ، خانمانسوز سى چهل تن از جرائرچيان 972 سيبهدار گرديد . چند مرتبه نقبهاى طرفين به يكديگر رسيده ، در همان تنگناى نقب ، با كارد و خنجر و طپانچه دست بگريبان شده ، و يك دفعه نيز وقت عصر در وقتى كه مستحفظان در پشت سيبه مشغول حراست بودند ، روميّه با خمپارههاى دستى و تيغ آخته ، غفلتا از قلعه بيرون دويده خمپارهها را آتش داده ، بجانب سيبهداران انداختند و با تير و سنگ و تيغ و تفنگ هجومآور شده ، اهل سيبه را تا منتهاى ميدان دوانيده ، از اين طرف سپرداران « 2 » اكراد و دليران جلادتبنياد ، با تيغهاى كشيده بروميّه در آويخته ، جمعى را در خاك و خون كشيده از سر سيبه دور كردند .
چون شهريار تاجبخش كشورگير ، هر روز سر سيبهها قدم توجّه رنجه كرده ، به كار هريك از كارگزاران و فرمانبران مىپرداختند ، قلعگيان
هامش
( 1 ) - نسخهء « و » عبارت « و در كاخ فيروزهگون فلك زلزله و شورش درانداختند » را اضافه دارد .
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « سپهداران »