تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
عظيم و چوبهاى قوى مسدود نموده آب بسته بودند ، هرچند كه آن آب از يخ « 1 » آئينه صيقلى شده بود ، اما يورش صورت امكان نداشت . لهذا به حكم و الا غازيان برگشته ، جمعى هم از رؤساى آن گروه ، كه در اردوى كيوان شكوه بودند ، بحبس و قيد آمده ، انجام كار ايشان بوقت ديگر حواله گرديد . و نيز بعرض رسيد ، كه جمعى از طوايف بختيارى ، كه مأمور خراسان بودند . از عرض راه فرار و در كوهستانات بختيارى اظهار سركشى و استكبار كرده‌اند ، از موقف اعلى بابا خان چاپشلو بيگلربيگى لرستان فيلى ، بتنبيه آن طايفه خيره‌سر مأمور گشته ، در محل موسوم به « زز » « 2 » در قلّهء كوهى ، كه سقناق آن جماعت بود ، پياده از اطراف كوه يورش برده ، بعد از كوشش و كشش بسيار ، آن طايفه را مغلوب ، و جمعى از ايشان برودخانهء آن ناحيه غريق ، و فوجى هم ببارقهء شمشير صاعقه‌بار دليران دچار حريق گشته ، تتمّه با عيال و اطفال دستگير شدند و باشارهء آن حضرت با الوار سكنهء خليل‌آباد كوچيدهء ، روانهء خراسان ، و در ولايت جام پهلونشين ايليّت رفقا گرديدند . و هم‌چنين حكّام كرمان و سيستان را كه با فوجى بتنبيه بلوچيهء بلوچستان و ديزك 979 مأمور فرموده بودند ، بانهاء عرايض حكّام مزبور معروض عتبهء عليا شد كه بپايمردى بخت چيره‌دست خاقانى سركشان بلوچ و « ديزك » را قرين خذلان و هوان و جمعى را ببلدى تيغ كج به راه راست عدم روانه ساخته و قلعه ديزك را تصرّف كرده‌اند .

در ذكر وقايع سال فرخنده‌فال هزار و صد و چهل و هفت هجرى مطابق توشقان‌ئيل

- چون وقت آن شد كه دار المرز بساتين و قلعه‌هاى شكوفه و رياحين ، كه در تصرّف لشكر بيگانه دى بود ، بهجوم ابر آزارى و قلعه‌گشايى جنود ربيع بهارى گشوده گشته ، * از دريا بار « 3 » قوّت
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « كه آن آب از پخ يخ » ، « ج » : « هرچند كه از يخ‌بند . » ( 2 ) - در نسخهء « ح » ، « ط » ، « و » : « زير » . رك . تعليقات ( 3 ) - در نسخهء « ح » : « دربار . »