ديده ، روز ديگر از جانب جنوب از ميان ميدان شهر ، كه تا پاى حصار قلعه تخمينا صد و بيست ذرع فاصله بود ، طرح سيبه ، و جزائرچيان خونآشام دسته بدسته بر سر سيبه تعيين ، و از سه طرف ديگر مورچلها معيّن و مقرّر گشته ، هر فوج بسمتى و هر گروه بمكانى اختصاص يافت . جمعى از جزائرچيان قدرانداز ، منارههاى مسجد خارج قلعه را ، كه مشرف بقلعه و در تيررس آن حصن حصين واقع بود حوالهگاه ساخته ، در سر منارهها آغاز كماندارى نموده ، نخست توپچيان روميّه منارههاى مزبور را هدف گلوله آتشبار و به آتش دستى مهارت در عرض سه روز با سطح زمين هموار كردند .
پس توپچيان اين طرف منارههاى ميان قلعه را ، كه روميّه سركوب سيبهداران ساخته بودند ، نشانهء توپهاى صاعقهبار و در اندك روزى رايت سرافرازى آنها را نگونسار ساخته ، برات حيات بالانشينان آن بزم جانبازى را حواله بقابض ارواح ساختند و آن فوارههاى آتشين را ، كه در جويبار خونخوارى سر بر فلك كشيده بودند ، از جوش صاعقه بارى تسكين دادند و بعد از آن حوالههاى بلندسپهر پيوند ، كه نازل منزلهء نوازل سمائى بود ، در خارج شهر از چوبهاى قوى ترتيب داده شبها بپاى قلعه كشيده سركوب قلعگيان ميساختند . اما همين كه آن قلعههاى چوبينقامت استعلاء علم مىكردند از برج قلعه اساس سربلندى آنها را بصدمهء توپ گران سنگ از پاى درآورده ، چنان هيأت عظيم را نمونهء عظم رميم مىنمودند . پس منجنيق - هاى گردون توان مرتب گشته ، از هاون خمپاره و دهان منجنيق آيهء
« وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ »
« 1 » بر قلعگيان قرائت مىشد . فرمان پذيران كوهكنپيشه ببردن جرّ 971 و سيبه كوشيده ، از طرفين بكندن نقب داد فرهاد دستى مىدادند . دو سه دفعه از جانب سيبهداران نقب بجانب حصار كشيده آتش زدند ، و خاك بنياد حصار و جمعى از مستحفظان بباد فنا
هامش
( 1 ) - سورهء 15 ، آيهء 75 ، معنى : و بارانيديم بر آنها سنگ از سجيل . »