تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
سرخايخان لكزى بود ، كه در آن اوان از طرف دولت عثمانى ولايت شيروان و داغستان را در حوزهء اقتدار داشت ، موسى خان طالشى حاكم آستارا بموجب حكم همايون آن فرمان را مصحوب يكنفر آدم براى سرخاى ارسال ، و سرخاى حامل فرمان را كشته جواب لاطائل ، كه از حوصله دهانش افزون بود ، نوشته در آنجا درج كرده بود : « كه ولايت شيروان را بضرب شمشير شيران لكزيه مسخّر كرده‌ام ، احمد بغدادى و غير او را چه حدّ آنست كه از اين مقوله امور دم و در وادى اظهار اينمدّعى قدم زنند . » لهذا نخست تأديب آن خيره‌سر را پيش نهاد ضمير انور و فتح شيروان را كليد فتح الباب قلاع ديگر دانسته ، در بيست و پنجم ربيع الاول ورود موكب همايون بكنار كر واقع گشته ، سرخاى از آوازهء توجّه آن درياى خونخوار و لطمات جهان‌آشوب آن بحر زخّار ، كه رو بديار شيروان گذاشته است ، رخت بقلل جبال داغستان كشيده ، فرار نمود . در بيست و نهم ماه مزبور لواى جهانگشا پرتو وصول بر ساحت قلعهء شماخى افكنده ، محمد قليخان سعدلو حاكم اردبيل بايالت آن مملكت سربلندى يافت . چون بعرض رسيد كه جمعى از لكزيه داغستان در محل موسوم به ايلجى 953 ، كه در سه منزلى شماخى واقع و از اصعب مواضع است ، سلسلهء جمعيّت را انعقاد داده در كمين فسادند ، فوجى از سپاه نصرت مآثر را بتاخت ايشان تعيين نمودند . پانصد نفر سرو زنده و اسير بسيار از ايشان بدست آمد ، ثانيا عفو خطاپوش شهريارى باطلاق اسيران فرمانداده ، بيگلر بيگى شيروان آنها را بدستور خديو فلك سرير به صاحبان اسير و اصل ساخت . چون بعد از گرفتارى محمد و شيخ احمد و انجام امور فارس امر مؤكّد صادر شد كه طهماسبقلى خان سردار فارس با بعضى از خوانين به چاپارى وارد دربار سپهر اقتدار شوند ، مشار اليهم در شماخى شرف آستان‌بوسى دريافتند . در خلال آن احوال خبر رسيد كه جمعى كثير همراه سرخايخان در قبله جمعيّت كرده لواى فساد برپا كرده‌اند ، پس
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 233 | ميرزا مهدي خان استر آبادى