را بادرفتار ، و در عرض راه بسيارى از آن جماعت را ، كه افتان و خيزان طىّ مسافت مىكردند ، قرين هلاك و اسار ساختند . تمامى ايلخيان و اغنامى كه در كوهستانات سخت سر راه بود ، بتصرّف لشكريان درآمد . القصّه در عرض ده روز پانزده منزل صعب المسالك را با توپخانه طىّ كرده ، در اكثر منازل توپ و آلات و عرّاده بدوش پيادگان ، از قلل جبال بجرّثقيل نقل و تحويل ميشد و بر آن نهج وارد قريهء خسكرك « 1 » 960 ، يكمنزلى غازى قموق گشتند . روز ديگر جواد بادرفتار زرّينستام آغاز خرام كرده ، در عرض راه عريضهء سرخاى مشعر بر استدعاى عفو و تقصير ، و صدور منشور امان و تأخير حركت موكب نصرتتوامان رسيد . چون در دار الضرب طبع همايون نقدروى اندود حرف او قابل سكّهء قبول نمىبود ، حكم و الا صادر شد كه در صورتى در پناه عفو و بخشايش ما خواهى بود كه جبينساى حضور اقدس ما شوى ، و الّا راه اين سيل پرآشوب را بخار و خس اين گونه حيله نتوان بست . و بافسون و افسانه از دم اين فوج اژدر مهابت افعىسنان نتوان رست . اما سرخاى با تمامى لكزيهء داغستان تجديد جمعيّت نموده ، در كنار رودخانهاى در يك فرسخى قموق سيبه بسته و پل را ، كه معبر منحصر در آن بود ، شكسته مهيّاى دفاع و جدال شد . - آن رود رودخانهايست كه در ميان درّه بس عميق جارى و آئينه موج روى آبش چهرهنماى ماهى و از تعمّق قعرش كار غوّاص انديشه در تباهى است . - بعد از زمانى كه شعلهء آواز شليك زنبورك و تفنگ از طرفين هنگامهء جنگ را گرم كرد ، عبد الغنى خان حاكم ابدالى با طايفهء افغان مأمور بعبور شد ، و بسعى بسيار راه باريكتر از مژگان ديدهء مور را پيدا كرده ، و چون نور از بصر در طرفة العين از رودخانه گذشت .
سرخاى و لكزيه را از ملاحظهء اينحال زمام قرار از كف رفته روى برتافتند . كوكبهء مسعود متعاقب فوج افغان آغاز عبور كرده ، تا رسيدن
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ب » و « و » : « خسرك » . رك . تعليقات