تدبير و دستآويز نجات گرفتاران خود ساخت ، و در ازاء اين خدمت بنوازش احسان و حصول مطلب بهرهمند گشت . سردار محمد را بر وفق فرمان مقيّدا روانهء اصفهان ساخته ، چون مكرّر حضرت ظلّ اللهى از تقصيرات او چشم پوشيده و منظور نظر عنايت و صاحب مملكت و ولايت ساخته بودند . در اول مرتبه كه از اصفهان عزيمت بغداد مىكردند چون او را بنيابت كوهگيلويه تعيين و روانه ميساختند ، در عالىقاپو 944 گناهان او را يكيك به او شمرده ، فرمودند اگر اين مرتبه مصدر خيانت و شوربختى شوى ، چشمهاى تو نمكگير اين اوجاق خواهد گشت ، او نيز انگشت قبول برديده نهاده مرخّص شد .
درينوقت كه اين فساد ظاهر از او بظهور رسيد بعد از ورود او باصفهان باشارهء همايون در همانجا كه اين وعده و وعيد به عمل آمده بود ، چشمهاى آن تيرهبخت را « عبرة للنّاظرين » از حدقه درآورده 945 ، و چون از حقّ احسان مولاى خود چشم پوشيده بود ، جزاى عين را به چشم خود معاينه ديده ، بفاصلهء دو سه روز با كورى قدم به راه عدم گذاشت .
در سيزدهم ماه صفر موكب همايون از همدان حركت ، و چون مقرّر شده بود كه عاشور خان پاپالو ، كه در آن اوان حاكم اروميّه بود ، سه هزار خانوار از افشاريه اروميّه را كوچانيده در صاين قلعه 946 ، كه محل عبور موكب منصور است ، حاضر نمايد ، مشار اليه بر وفق فرمان عمل كرده ، رايات جهانگشا از جانب سنندج وارد آن مكان ، و خانوار مذكوره را تدارك ديده روانهء خراسان ساختند و از آنجا عازم مراغه شده كوچ بر كوچ روانهء مغان گرديدند . چون معتمدان احمد پاشا والى بغداد ، كه با فرامين قيصرى براى تخليهء ولايات گنجه و شيروان و ايروان رفته و پاشايان به حكم غرور ايشان را جواب ردّ داده در تبريز معطّل بودند ، در روز ورود موكب اقدس به مراغه عرقافشان خجالت گشته ، سعادت تقبيل عتبهء خواقين مطاف و رخصت انصراف يافتند . بكتاش خان قرقلو ، سردار دار المرز ، را با
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 231
مساهمون: ميرزا مهدي خان استر آبادى
ص٢٣١