تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
هزار و صد و چهل و هفت هجرى ، لواى عزيمت از راه همدان بجانب مقصد افراشته ، در عرض راه خبر رسيد كه طهماسبقلى خان سردار بعد از مرخّصى از درگاه جهان‌پناه به تسخير قلعهء خنج 939 و قلعهء عوض ، كه مساكن اعراب بندر است ، پرداخته ، بعد از انجام كار ايشان بمحاصرهء قلعهء باغ 940 مشغول شده ، است . چون قلعهء كمشك 941 متعلق به شيخ احمد مدنى و مومى اليه راس الرئيس مخالفان دنىّ بود و جمعيت كامل از اعراب سيمقانى و افغان دره‌جزين داشت و محمد خان بلوچ كه در آن اوان در قلعهء دشت 942 بود از ورود سردار آگاه گشته بعزم استعانت از شيخ احمد عازم كمشك شده در يك فرسخى آن با جمعيّت خود ، كه عدتش بپانصد ميرسيد ، رايت قرار افراخته بود . سردار از اين معنى خبردار گشته جمعى را بمحاصرهء قلعهء باغ و گوشمال آن طايفه تعيين نموده ، خود با فوجى بر سر محمد ايلغار و جمعى از اعوان او را قتيل و گرفتار ساخت و محمد با معدودى به سمت سواحل فرار كرده ، چون شيخ احمد از مبادى حال هميشه منشاء اختلال امور سواحل و بنادر بود و مفاسد كليه از او صادر ميشد ، سردار بتسخير قلعهء او عازم گشت . در اندك روزى سيبه و حواله بر قلعه مشرف گشته ، شيخ احمد با تمامى اهل قلعه دستگير و جميع قلاع و مساكن آن جماعت ، كه در بنادر مىبود ، بتصرّف جنود مسعود درآمد . سردار بفرمان و الا قلعه‌جات را ، كه آشيانهء فساد بود ، ويران و اهل قلعه را كوچانيده از راه كرمان روانهء خراسان ، و احمد مزبور را با چند نفر از رؤساى اشرار بدربار سپهر اقتدار فرستاد . در روز ورود باردوى مسعود آنها شربت سياست چشيده سر بگريبان نيستى كشيدند . امّا محمد بعد از فرار از حوالى قلعهء كمشك ، كه راه چاره را مسدود يافت ، بجانب سواحل شتافته ، از آنجا بكشتى نشسته بجزيره قيس 943 ، كه سكنى اعراب هوله است ، گريخت . شيخ علاق ، ولد شيخ راشد هوله‌اى ، كه كوچ او در دربند گرفتار دست غازيان شده بود ، محمد را با رفقاى او اسير كمند