ارسال شده بود و از جانب وزير اعظم دولت عثمانى با نامهء اخلاصآميز برسم سفارت بدرگاه جهانپناه آمده و در اصفهان توقّف داشت ، رخصت تقبيل بساط مقدّس يافته ، چون مضمون نامهء وزير اعظم مشعر برين بود كه عبد اللّه پاشاى كوپورلو اوغلى از دربار قيصرى بسردارى مأمور و به صلح و جنگ ماذون و در ديار بكر توقّف دارد . « 1 » معتمدى نيز از اينطرف بايد نزد پاشاى مزبور رفته تا اموريكه مقرون بصلاح دولتين عليّتين باشد طىّ نمايد . هرچند كه بر ضمير الهامپذير و الا لايح 937 بود كه غرض اولياى دولت عثمانى تأخير و دفع الوقت است كه شايد رأى جهانگشا را از اين قصد منحرف ساخته و ببهانهء اظهار دوستى شكستهاى كار خود را درست نمايند . ولى چون حضرت ظلّ اللهى ميخواست كه ابواب اين مطلب بمفتاح سازگارى مفتوح شده ، بدون تضييع نفوس و سفك دماء مدّعى بحصول پيوندد ، لذا براى اتمام حجت احدى را بهمراهى عبد اللّه افندى از راه بغداد نزد عبد اللّه پاشا روانه ، و پيغام دادند كه مقصود ما ولايت آنطرف آب ارس است ، اگر به تصرف دادند فبها المراد ، و الّا مهمان پذير باشند كه خود در اين اوقات انشاء اللّه تعالى و تقدّس بملاقات ايشان رسيده بناى كار مىگذاريم . چون قبل برين اعيان دولت روسيّه گيلانات را بموجب اشارهء آن حضرت خالى كرده و سپرده ، در باب تخليهء دربند و بادكوبه تا استرداد قلعهء ايروان استمهال كرده بودند ، در اصفهان كنّاس 938 ، كه از جانب پادشاه خورشيد كلاه روس بسفارت مأمور و وارد درگاه معلّى شده بود مقرّر گرديد كه همه جا در موكب همايون باشد .
در بيان حركت موكب همايون از اصفهان بعزم تسخير شيروان و وصول خبر گرفتارى شيخ احمد مدنى و محمد بلوچ و وقايع عرض راه
بعد از انتظام امور اصفهان ، در دوازدهم شهر محرّم الحرام سنهء
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » جمله چنين است : « لذا معتمدى بايد از اين طرف نزد . . . »