تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
، كه همراه داشت ، در شهر بند حيرت بسر برده ، چون صيانت قلعه را با آن جمع قليل درخور امكان خود نيافت ، ناچار با اتباع بجانب مراغه شتافت . عبد الرّزّاق خان مقدّم ، كه در آنوقت از جانب ظلّ اللهى حاكم آن مملكت بود ، در به روى لطفعلى بيك بسته راه بدبختى گشود . ناچار لطفعلى بيك عازم خلخال گشته ، حقيقت حال را بعرض اقدس و الا رسانيد . پس از موقف فرمان بعضى از عساكر منصوره بمحافظت حدود دار المرز مأمور ، و بيكتاش بيك قرقلو عمّ آن جناب ، كه در ابيورد مىبود ، بخطاب خانى و سردارى دار المرز و ايالت استرآباد سرافرازى يافت ، و با جمعى از سپاه خراسانى روانهء گيلان ، و بسيارى از ملازمان آذربايجان را ، كه برهمزن هنگامهء دولت گشته و از معسكر لطفعلى بيك فرارى و در زواياى جنگل دار المرز متوارى شده بودند ، بموجب امر و الا بدست آورده در ازاء اين بىعارى تيغ سياست برايشان جارى ساخته ، و جمعى ديگر هم در اطراف ولايات در دست شحنهء تأديب كشته گشتند ، و نيز طايفهء بختيارى ، كه در كوهستانات خود زاويه‌نشين بيغولهء توارى بودند ، از استماع واقعهء بغداد سر از گريبان خمول برآورده ، يكباره ترك اطاعت و فرمانبردارى كردند . چون پيوسته پيشنهاد همّت و الا آن بود ، كه بعد از فراغ از مهمّات سمت روم باز حضرت شاه طهماسب را جالس سرير سلطنت ساخته ، بمفاد
« إِنَّ أَرْضِي واسِعَةٌ »
« 1 » شهبار بلندپرواز كشورستانى را در هواى فضاى اقاليم ديگر بال‌گشا سازند . در ايّام توقّف كوكبهء ظفر در بغداد ، كه كارها صورت نوعى و كسوت تكميل ظاهرى يافته بود ، ملا على اكبر ملاباشى و ميرزا كافى خلفا را ، براى آوردن حضرت شاهى روانهء ارض اقدس ساخته ، مامورين نيز در هيجدهم ماه صفر آن حضرت را از مشهد مقدّس حركت داده ، در عرض راه بودند ، كه سانحهء بغداد حادث و تعويق مطلب را باعث شد ، چون سلطنت او در چنين وقت ، كه عزم همايون ظلّ اللهى مقصور
هامش
( 1 ) - سورهء 29 ، آيهء 57 ، معنى ، « بتحقيق زمين من فراخ است . »