تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
كنار آب دياله ، هشت فرسخى زهاب ، در مكانى كه به جم شاه 883 اشتهار داشت نصب خيام اقامت كرده منتظرند كه اگر موكب و الا بجانب تبريز نهضت كند ، ايشان بجانب كرمانشاهان رايت جلادت افرازند ، و چنانچه متوجّه كركوك و بغداد شود ، بمقابله پردازند . خديو فريدون‌فرّ بمجرّد استماع اين خبر بنه و آغروق را گذاشته ، با فوجى از يلان گزين و بهادران ظفرقرين ، ايلغار و هشت منزل را در دو شبانروز موطاى 884 خيول باد رفتار ساختند . هرچند كه مطمح نظر آن بود كه روز را بشبيخون بر آن طايفه تيره سازند ، امّا بنابر عدّت لشكر و تنگى معبر ، افواج كواكب و اختر از جادّه مدارات فلكى زودتر گذشت و ماهچهء لواى سپهدار روز گيتىفروز ، پيش از عبور كوكبهء فيروز جلوه‌گر عرضهء ظهور و بروز گشته ، آن نيّر جهان‌افروز شهر كشورستانى ، كه همه‌جا مانند ظفر پيشاپيش لشكر نصرت‌اثر بود ، براهنمايى رأى آفتاب پيوند ، بر فراز تپهء بلند ، كه در آن نزديكى واقع بود ، صعود ، و بديدهء تحقيق ملاحظه فرمودند كه آن درياى لشكر ، كه در كنار آب دياله بر اوج سپهر نيلگون موج ميزد ، از لطمهء اضطراب ، خيام رفيع قباب را حباب‌وار نگونسار بحر انقلاب ديده ، و دانستند كه آن گروه از هيجان غبار و گرد ، كه بر چرخ تيز گرد ميرسيد ، استنباط وصول خصم كرده ، از غلبهء اضطراب دست از عنان و پا از ركاب نشناخته ، سراسيمه بر پشت توسن گريز آمده بودند . دليران خون‌آشام باشارهء و الا جلو ريز به آن طايفه شده ، اسب انداخته تا پنج فرسخ ايشانرا تعاقب و سرو زندهء بسيار و اخترمهء بيشمار بدست آوردند و جميع احمال و اثقال و خيام و اسباب آن طايفه جابجا بحيطهء ضبط درآمد . دليرانى كه دو شبانروز باسب و قمچى 885 مرحله‌پيماى وادىطلب و قدم‌فرساى بوادى 886 تعب بودند ، مالك قطار و مهار شده ، آسايش‌گزين خيام راحت و سايه‌نشين شادروان استراحت گشتند . بعد از دو روز در همان مكان خبر حيرت‌افزاى طغيان محمد خان بلوچ و مراجعت او از عرض راه بعرض و الا رسيد .