بانتظام و كينخواهى بود ، از مصلحت دور و عايق بعضى امور بود ، فرمان و الا عزّ صدور يافت : كه مأمورين از راه دامغان در موكب شاه طهماسب وارد مازندران ، و مخدّرات سراپرده سلطنت نيز با شاه عباس ، كه در آن وقت سكّه و افسر بنام او بود ، از قزوين حركت كرده روانهء مازندران گشته ، آن خطّه جنتنشان را مقرّ كوكبهء عزّ و شأن سازند . طهماسب قليخان جلاير ، كه بحكومت اصفهان سربلند بود ، زمام مهامّ عراق را بقبضهء اختيار او تفويض و جمعى از سپاه نصرتپناه را بمتابعت او مأمور و مقرّر ساختند ، و امر و الا صادر شد : كه ده هزار نفر ديگر از ايلات و احشام ملك عراق را در سلك ملازمت انتظام داده در ملك عراق ، كه وسط ممالك محروسه است ، مهيّا و مستعدّ باشد ، تا از هر طرف فتنهجويى بسركشى گردن افرازد با جمعيّت خود بتنبيه او پردازد . جمعى هم بحدود سلطانيّه معيّن كرده مقرّر شد : كه بيكتاش خان سردار گيلان و لطفعلى بيك با حكّام افشار و مقدّم « 1 » هريك از حدود ولايت خود و غير ولايات خود خبردار بوده در هنگام ضرورت باعانت يكديگر اقدام كنند .
در بيان نهضت رايات نادرى در مرتبهء ثانى بجانب روم بعزم انتقام و قضاياى آن ايام و رفتن موكب و الا بجانب كركوك .
بعد از اجتماع سپاه منصور و انتظام و اتّساق امور ، در بيست و دوم شهر ربيع الثانى ، بهمعنانى تأييدات سبحانى ، با شوكت اسكندرى و فرّ سليمانى ، بشوق ملاقات عثمان پاشا سرعسكر ، از بلدهء همدان رايتافراز لواى كينجويى و مملكتستانى شدند . در روز ورود به كرمانشاهان بانهاى 881 منهيان راست بيان خبر رسيد : كه فولاد پاشا والى ادرنه 882 و ممش پاشا و محمد پاشا و چند نفر از پاشايان معتبر و بيست هزار نفر از عساكر روم و سپاه آن مرز و بوم از جانب سرعسكر ، كه در قلعهء كركوك توقّف داشت ، در
هامش
( 1 ) - اين عبارت جز در نسخهء « ج » در ساير نسخ مشوش است .