صد هزار تومان زر نقد در نزد محصلان موجود بود ، بسبب اينكه اين كار در سمت عراق اتفاق افتاده و تخليهء حدود عراق از ايلات و احشام مقتضاى مقام و مناسب وقت و هنگام نبود ، كوچانيدن آن طايفه را بتعويق انداخته ، آن وجه را بعلاوهء صد هزار تومان ديگر براى تجديد اوضاع لشكر و جبر و نقصان سفر ، دسته بدسته و جوقه بجوقه بجنود مسعود از خزانه احسان مكرمت كرده ، جيب و دامان آمال لشكريان از نقود و عنايات مالامال ، و هريك را كه اسب ده تومانى اسقاط شده بود اسب بيست تومانى عطاء ، و همچنين از شتر و استر و خيمه و چادر و شمشير و سپر و جوشن و مغفر و باقى آلات حرب و اسباب سفر حتّى نعل و ميخ دواب و جزويات ديگر كه بر وفق فرمان و همدستى قدر ، از ممالك محروسه روزبروز ميرسيد فيما بين آن گروه جلادتپرور ، به قدر قسمت انقسام دادند . در عرض شصت روز جميع امورى كه موقوف عليه نهضت رايات نصرت فرجام بود ، صورت انجام يافته ، لشكر فيروزىاثر و افواج حميّتگستر ، در ميعاد مقرّر ، متوالى يكديگر ، مانند ابر بهارى و سيلاب كوهسارى ، كه ببحر زخّار پيوندد ، وارد اردوى نصرتپرور و داخل معسكر شوكتاثر گشتند .
از سوانح حيرتافزا كه در ايّام توقف موكب و الا در همدان بوقوع پيوست اينكه : تيمور پاشاى ملى حاكم وان ، بعد از وقوع واقعهء بغداد از جانب سر عسكر با فوجى از اكراد و جنود روميّه ، عازم تبريز گشته ، در سمت قراچهداغ 880 ، توسن جلادت را جلوه داده ، تبريزيان با قشون مأموره ، بمحض شنيدن آوازهء حركت تيمور مزبور درصدد تخليهء قلعه و شهر تبريز درآمده ، آغاز كوچ كردند . هرچند لطفعلى بيك نايب تبريز ، بمخالفت برخاست ، مفيد نيفتاده ، آن شهر را خالى و اظهار نافرمانى و بدسگالى كردند . لطفعلى بيك آن روز تا شام با معدودى از افشاريه ، و غلامان خراسان
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: ميرزا مهدي خان استر آبادى
ص٢٠٨