را بجزيره يمن فرستاده ، محبوس ، و اختيار صلح و جنگ را به احمد پاشا والى بغداد تفويض نموده ، بعد از سنوح واقعهء شكست همدان ، احمد پاشا به احتياط اينكه مبادا حضرت ظلّ اللهى دوباره از خراسان بعزم اعانت حضرت شاه و به قصد دفع كينهجويى متوجّه روم شود ، باذن و فرمان پادشاه والاجاه روم راغب صلح گشته ، راغب افندى دفتردار را بدربار شاهى فرستاده ، كه امر مصالحه را انجام دهد . از دولت شاهى نيز محمد رضا خان عبد اللّهلو ، كه در آن اوان قورچىباشى 779 بود ، مأمور باتمام اين امر گشته ، با راغب افندى روانهء بغداد و مقدمهء صلح را برين نهج بنا گذاشتند : ولاياتى را كه جناب نادرى مفتوح و استرداد كردهاند ، اولياى دولت صفويّه متصرف گشته ، اين طرف رود ارس بايران ، و آن طرف بعثمانى متعلق باشد و بعلاوه آن نه محلى كه از كرمانشاهان با ايران بود به صيغه ارپاليق 780 بسركار احمد پاشا مقرّر گردد . بدين دستور « 1 » حدود و سنور فيما بين قرار يافته ، از طرفين وثائق « 2 » معتبره مرقوم قلم معاهده شد . سواد صلحنامه را مصحوب حسنعلى بيك معيّر الممالك و ميرزا كافى بدرگاه معلّى فرستاده ، چگونگى را اعلام نموده ، مشار اليهما در آخر شعبان ، در حينى كه كار هرات نزديك باتمام بود ، وارد دربار سپهر احتشام « 3 » خديو گردون غلام شدند . چون اينقسم مصالحه خصوصا بعد از شكست بر طبع غيور حضرت ظلّ اللهى درست نمىآمد . لهذا صلحنامهء مزبور را بامضاى قبول مقرون نساخته ، در اواسط شهر رمضان المبارك محمد آقا نامى را ، كه در عهد سلطان احمد خان برسم سفارت از جانب ابراهيم پاشا وزير اعظم آمده بود و بسبب خلع سلطنت از سلطان احمد خان و قتل ابراهيم پاشا جواب آن در عقدهء تعويق افتاده و محمد آقا نيز در ارض اقدس
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « بدين ترتيب حدود و ثغور و مرز و سنور . »
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « عهود مؤكد مرقوم قلم معاهده شد . »
( 3 ) - در نسخهء « ح » : « وارد دربار گردونمدار و خديو والاجاه شد . »