و از خوردن سيف و سنان بامان آمده بودند ، و بمضمون آيه كريمه
« وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ »
« 1 » و مدلول « احسن العفو عند القدرة » آن طايفه را امان و بكوچيدن از قلعهء هرات فرمان داديم ، و از شصت هزار خانوار ايشان آنچه تا حال در عرصهء فلاكت و ورطهء هلاكت بودند ، همگى را با خانه و كوچ
« كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ »
« 2 » متفرق ساخته ، بممالك خراسان الى خوار و شهريار فرستاديم . به حمد اللّه تعالى بمقاليد 782 تأييدات ايزدى ، فتح قلعهء هرات ميسر و تمامى ايل مزبور با طوايف غليجايى قندهار ، كه با آن طايفه اتفاق ورزيده بودند ، مطيع و مسخر گشته ، طوق اطاعت و چاكرى و حلقهء منّت و فرمانبرى را به گردن گرفتند . در خلال اين احوال كه از انجام مهام فراغى حاصل و سركشان حدود خراسان را تنبيه كامل فرموده بوديم .
نوشتهء عاليجاه محمد رضا خان عبد اللّهلو رسيد ، مشعر بر اينكه فيما بين او و اولياى دولت عثمانى چنين قرار يافته ، كه ممالك آن طرف رود ارس 783 برومى و اين طرف بقزلباش تعلّق داشته باشد . الحق اين مصالحه در نظرها حكم نقش بر آب و موج سراب دارد ، زيرا كه مقصد اصلى استخلاص اسراى ايرانست ، كه مطلقا به آن نپرداخته ، و آن امر اهمّ را در ضمن صلح مندرج و مذكور نساختهاند . وجود امثال ما بندگان كه بتوفيق كردگار رتبهء برترى و اقتدار يافتهايم ، همين است كه بمقتضاى « كلّكم راع و كلّكم مسؤل عن رعيّته » يارى ضعيفان نموده ، شرّ مخالفين را از سر مسلمين رفع ، و مادهء فساد را از مزاج مملكت دفع كنيم ، نه اينكه قفل غفلت بر دل زده ، تابع رأى دشمن و رضاجوى خاطر خصم عهدشكن باشيم . « بحول اللّه تعالى و قدرته » امروز كه روز اعادى تيره و دست اقبال خسروى چيره ، و ضعف بدخواهان قوى و غلبه از آن دين مرتضوى است . در اين صورت از آن طايفه كمفرصت ، كه آيهء
هامش
( 1 ) - سورهء 9 ، آيهء ، معنى : « و اگر يكى از شركآورندگان زنهار خواهند از تو پس زنهارده او را . »
( 2 ) - سورهء 54 ، آيهء 7 ، معنى : « گويا آنها ملخهاى پراكندهاند . »