توقف داشت ، بهرات طلب فرموده ، باستعجال روانهء اسلامبول ، و بپادشاه روم اعلام كردند ، كه يا تمامى ولايات ايران را ردّ نمايند ، و يا آمادهء جنگ شوند ، و خبر توجه موكب و الا را بجانب بغداد صريحا به احمد پاشا نيز نوشته ، كه در تهيّهء كار بوده ، مهمانپذير باشد ، معتمدى از افشاريه را نيز روانهء اصفهان ساخته ، باعيان دولت شاهى توبيخات « 1 » شنيعه ، و ببلاد ايران ارقام منيعه ، مشعر بر توجّه موكب ظفراثر ، به اين مضمون عزّ اصدار يافت .
شرح فرمان همايون ، كه بولايات ايران نگاشته كلك دبيران بلاغتنشان گرديده ، بمسوّده مورّخ :
آنكه كلانتران و اهالى و اعيان ممالك محروسه كه بتوفيقات يزدانى موفّق ، و بتوجّهات خاطر و الا مستوثق بوده ، بدانند ، كه از آنجا كه ببركات و عنايات ايزد داور جلّ شأنه العزيز و يمن توّلاى خاندان ائمه اثنى عشر عليهم السلام تيغ فلكساى هلالآساى و الا را در دفع دشمن و فتح شهرها خاصيت ماه نو و موكب سعادتقرين را هميشه نصرت و ظفر پيشرو و جيوش اقبال نيوش 781 را سروش عيسى رهبر و بازوى با نيروى بخت فيروز را در گشايش قلاع و بلاد دست ديگر است ، درين اوان ميمنتنشان كه بالطاف قادر منّان افاغنهء هرات را از دم شمشير غازيان غضنفرفر و بهادران اژدهادر
« كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ »
« 2 » فرارى ، و بمصداق
« وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ »
« 3 » در قلعهء هرات متحصن و متوارى بودند ، و بمفاد
« وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ »
« 4 » گونهء احوال ايشان مبدّل ، و بفحواى
« وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً »
« 5 » اركان صبر و قرارشان تزلزل يافته ، و از شدت جوع بجان
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » ، « ط » : « توبيخات زايد الوصف . »
( 2 ) - سورهء 74 ، آيات 51 / 52 ، معنى : « گويا ايشان خرهاى وحشىاند كه فرار كردهاند از شيران . »
( 3 ) - سورهء 59 ، آيهء 3 ، معنى : « و گمان داشتند كه ايشان منعكنندهء ايشان است حصارهاى ايشان . »
( 4 ) - سورهء ، 33 ، آيهء 27 ، معنى : « و انداخت در دلهاى ايشان ترس را . »
( 5 ) - سورهء 33 ، آيهء 12 ، معنى : « و جنبانيده شدند جنبانيدنى سخت . »