تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
بلند صيت تهوّر قزلباشيّه را به گوش روميان رسانيد . در آن روز حضرت شاهى قلب را به محمد خان بلوچ و ميمنه را به باقى امرا سپرده ، خود در جانب يسار مانند قلب قرار گرفت ، چون تدبير امور جنگ برأى و تدبير محمد خان بود ، مشار اليه با جمعى از قول جدا شده مباشر حرب و باندك طعن و ضرب عنانتاب جانب هرب 772 گشته ، توسن تيزگام خوف سركشى نموده ، بميسره خورده نظم و قرار ميسره را كه مستقّر لواى خاص پادشاهى بود ، از توزوك 773 انداخته ، و بعد از آن روميّه بجانب قول هجوم‌آور گشته ، رايت قرار ايشان را منكوس 774 ساختند . چهار پنجهزار نفر از سواره و پيادهء قزلباشيه در آن معركه قتيل و گرفتار ، و تمامى توپخانه و اثاثهء شاهى و اهل اردو به تصرف روميّه درآمد . پس بقيّة السيف لشكر فرار كرده ، هريك بديار و اوطان خود شتافتند . پادشاه با قليلى از خواص عازم اصفهان و احمد پاشا كرمانشاهان و همدان را بدستور ايّام افغان بحيطهء تصرف درآورد . على پاشا هم از ارس گذشته ، از راه خوى و سلماس آمده ، قلعهء دمدم را كه مسكن و يورت افشار است محاصره كرده ، امّا رخنه در اساس قلعه‌دارى نتوانست افكند . بعد از سه ماه « 1 » رفته ، مراغه و تبريز را تصرف كرده ، محمد خان در منزل ساروق 775 من محال قم پى بقبايح افعال خود برده ، با جماعت بلوچ هزاره قرار ، و تمرّد اظهار كرده ، بالاخره باستمالت محمد على خان و غيره بازگشته به خدمت پادشاه آمد . از وقايع عبرت‌انگيز آنكه : شاه طهماسب برادرى داشت موسوم به اسمعيل ميرزا ، در حينى كه محمود غليجايى امر بقتل شاهزادگان نمود . الماس نام ، كه مباشر خدمت دمورقاپو و مستحفظ شاهزادگان بود ، چون به اسمعيل ميرزا الفتى داشت ، او را زخمدار و در جوالى كرده ، از ميان شاهزادگان بيرون برد . اسمعيل ميرزا حيران بهر طرف تك و پو « 2 » مىكرد
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ب » ، « و » : « يك ماه » ( 2 ) - در نسخهء « ح » : « بهر طرف ميرفت تا بكوه‌گيلويه رسيد . »