كريمهء
« فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ »
« 1 » مصداق حال ايشان است ، تحمل اين امر كردن از حميت دور و منافى طبع غيور است . چون صلح مزبور مغاير رضاى جناب سبحانى و مخالف مصلحت ابد مدت خاقانى بود ، لهذا بعز امضاء مقرون نفرموديم . از آنجا كه سرپنجهء شوق طواف روضهء ملايك مطاف امير المؤمنين و مولاى متقين ، غالب كل غالب على بن ابيطالب عليه السلام ، گريبانگير دل و ضمير حقانيتگزين است ، توفيق استخلاص اسراى مسلمين را از درگاه احديت سائل مىباشد . انشاء اللّه بعد از عيد سعيد فطر بهمعنانى جنود غيبى و همركابى تأييدات لاريبى ، از خدمت سلطان اقليم ولايت و ارتضاء ، على بن موسى الرضا عليه التحية و الثنا ، مرخص گشته ، با جنود پرخاشجوى قوى چنگ و عساكر هژبرخوى فيروز جنگ ، بدون تأمل و درنگ كوچ بر كوچ عازم كعبهء مقصود خواهيم شد .
طغيان نمود شور جنونم بسوى يار * چون سيل ميروم همه جاروى بر زمين .
مصراع
« تا يار كرا خواهد و ميلش بكه باشد »
« وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ »
« 2 »
حافظ اگر قدم نهى در ره خاندان بصدق * بدرقهء رهت شود همت شحنهء نجف .
دشمن آتش نهاد بادپيما را بگو * خاك بر سر كن كه آب رفته باز آمد بجوى .
هامش
( 1 ) - سورهء 33 ، آيهء 20 ، معنى : « پس چون آمد ترس از دشمن ديدى آنها را كه مىنگرند بسوى تو مىگردد چشمهايشان مانند كسى كه پوشيده بر او از مرگ پس چون برود ترسى برنجانند شما را بزبانهاى تند در حالتى بخيلند بر غنيمت . »
( 2 ) - سورهء 18 ، آيهء 23 ، معنى : « و مگوى البته مر چيزيرا بتحقيق من كنندهام اين را فردا مگر آنكه بخواهد خدا . »