و جمعى هم بقيد اسار گرفتار شدند . روز ديگر مجلس مينومثال آراسته ، عبد الغنى و باقى سركردگان افغان را ، كه در اردوى فلك تمثال بود ، بمحفل اقدس بار داده ، هنوز آفتاب يك نيزه بلند نگشته بود ، كه هزار و سيصد نيزه سر بر نيزه بلند گرديده ، سركردگان مورد عطايا و نوال ، و رؤساى افغان ، سر به زير افكنده ، غريق بحر انفعال گشتند .
در بيان تصرف كردن افاغنه قلعه اوبه را
بعد از وقوع اين فتح ، در همان روز طرف شام خبر رسيد ، كه افاغنه قلعه اوبه را تصرف كرده ، اسماعيل خان استاجلو را ، كه در اسفزار مأمور باستحفاظ شده بود ، با ميرزا ابراهيم خان كلانتر ميشمست ، كه در آن وقت بحكومت غوريان سرافرازى داشت ، و رفقاى او بقتل رسانيدهاند .
توضيح اينمقال آنكه : چون فارسىزبانان اوبه ، در جزو با افاغنه در شرارت همراه بودند ، اسماعيل خان با رفقا بتحقيق احوال ايشان مأمور گشت .
باعلام كلانتر اوبه دو هزار نفر افغان بسركردگى شيرم 752 و اشرف سلطان و اياز نام از هرات عازم اوبه و در خارج قلعه كمين كرده ، هنگام صبح كه دريچه « 1 » مهرانور مفتوح ، و دروازهء قلعه گشاده شد ، افاغنه از كمينگاه بدر آمده قلعه را تصرف كرده ، و اسماعيل خان و رفقاى او را بقتل رسانيدند و چون قلعه مشحون « 2 » بذخيره وافر بود ، بنا را بقلعهدارى گذاشتند . حضرت ظلّ اللهى فوجى را بمحاصره قلعهء مزبور تعيين و فيما بين مقاتله واقع گشته و شيرم و اياز با جمعى بقتل رسيدند ، و نيز در خلال اين احوال خبر گرفتارى درويش عليخان هرارهاى بعرض و الا رسيد .
توضيح اين مقال آنكه : بعد از ورود موكب و الا بحدود هرات چون درويشعلى خان بنابر مجاورت با افاغنه قندهار از در جبههسايى درگاه
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « هنگام صبح كه دروازهء آسمان گشوده شد دروازه قلعه نيز گشاده گشت . »
( 2 ) - در نسخهء « ط » : « قلعه پر از ذخيره بود . »