در بيان جنگ سمت كبوتر خان و وقوع فتح نمايان .
در بيست و يكم شهر ربيع الثانى ، بتازگى جمعى از افاغنه را هواى بلندپروازى بر سر افتاده ، به سمت كبوتر خان بال پرواز گشودند . از حسن اتفاق آن شب ، جمعى از شاهبازان اوج دشمنشكارى بقراولى آن سمت مأمور گشته بودند . طرفين ، مانند شيشه و حجر و پنبه و شرر ، ملاقى يكديگر شده ، جمعى از آن گروه بمطمورهء 750 عدم توطّن ، و بقيّه بويرانهء حصارى ، كه در نزديكى كبرزان 751 بود ، تحصن ساختند و دليران نيز باحاطهء آن مكان پرداختند . هنگام طليعهء فجر ، كه خسرو زرّينافسر مهر پا بركاب اشهب تيزگام سپهر گذاشت ، قهرمان جهان از سر كين و قهر با دلاوران ظفرقرين ، متوجّه آنجا گشته ، اللّهيار خان نيز از قلعه برآمده فوجى از تفنگچيان گزين را بمدد محصورين تعيين كرده ، آن طايفه همه جا دوش بدوش رزمساز و حربكنان با ولوله و افغان روبآن مكان گذاشته ، درياى لشكر فيروزى اثر ، كه محيط آن ويرانه بود ، بتحريك عصاى موسوى اعجاز ، اعنى انگشت و الا ، بمدلول
« فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ »
« 1 » كوچه دادند ، تا آن طايفه بياران خود پيوسته ، پس آن حضرت سواران خونخوار و دلاوران نيزهگذار را دو دسته كرده ، هر دسته را در سر راه ايشان بيك سمت تعيين ، و تفنگچيان چالاك ، و زنبوركچيان بىباك را در محاذات راه بازداشتند . افاغنه بعد از لمحهاى « 2 » درنگ ، پشت به پشت داده ، مانند موج از پى يكديگر روان و چون سيل كوهساران عربدهكنان بجانب قلعه شتابان گشته ، جيوش بحر خروش بفحواى
« فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ ما غَشِيَهُمْ »
« 3 » اطراف ايشان را فروگرفته ، مؤدّاى
« وَ حالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ »
« 4 » بظهور آوردند . جمعى كثير از افاغنه غريق لجّهء فنا گشته ، آب سنان يك نيزه از سر ايشان گذشت
هامش
( 1 ) - سورهء 26 ، آيهء 64 ، معنى : « پس شكاف پس شد هر فرقه چون كوه عظيم . »
( 2 ) - در نسخهء « ط » : « كمى »
( 3 ) - سورهء 20 ، آيهء 82 ، معنى : « پس فرو گرفت آنها را از دريا آنچه فروگرفت آنها را . »
( 4 ) - سورهء 11 ، آيهء 46 ، معنى : « و حايل شد بايشان موجى پس بود از غرقشدگان . »