تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
آسمان جاه سرباز زده بود . دلاور خان تايمنى با جمعى از دلاوران خراسان به تنبيه او مأمور گشته ، و مأمورين يورش برده قلعه تمران 753 را ، كه مسكن او بود ، تصرّف و او را دستگير ساخته ، بدرگاه معلّى فرستادند . مومى اليه در روز ورود در درب دولتسراى ، كه بوسه‌گاه سركشان بود ، بتيغ تيز گران سر تسليم نهاده ، دوش را از بار گران خجلت گردنكشى پرداخت .

در بيان تسخير دار السلطنهء هرات و انجام كار افاغنه

در اوايل شهر رجب المرجب ، اللّهيار خان شيخ الاسلام افاغنه را با سعادت نام معتمد خود ، روانهء دربار عظمت مدار ساخته ، تعهّد نمود كه هرگاه افاغنه‌اى كه در قلعه اوبه محصور سپاه منصورند ، با كوچ او كه در اردوى معلّى ميباشند مرخّص گردند ، بدون عذر جبهه « 1 » ساى آستان آسمان قدر خواهد شد . از جانب آن حضرت نيز اين مسؤول پذيراى قبول ، و وسايط مأمور بتوقّف گشته ، فرمان و الا در باب رخصت كوچ اللهيار خان ، و اطلاق محصورين او به عزّ صدور يافت . اللّهيار خان بعد از حصول كام و نيل مرام ، شيوه مردى را كنار گذاشته ، زن خود را هلاك كرد ، و باز « 2 » سپر بىشرمى بسر كشيد . در چهاردهم ماه مزبور ، كه آن حضرت با فوجى به سمت گازرگاه 754 توجّه فرموده بودند ، از غايت جهل و غرور آواز بلند آواى
« بَلْ لَجُّوا فِي عُتُوٍّ وَ نُفُورٍ »
« 3 » به گوش دليران غيور رسانيده ، ما بين تخت سفر و گازرگاه بمعركهء جنگ شتافت ، و جامهء عمر بسيارى از افاغنهء فتنه‌جو از جويبار شمشير آبدار شست و شو يافت . حمزه سلطان فوفلزائى ، در حينى كه ايالت هرات 755 به اللهيار خان مفوّض ميشد ، برتبهء وكالت امتياز يافت و باتفاق اللّهيار خان بقلعهء هرات شتافت ، بعدا رو از اين آستان برتافت و منشاء تمرّد و استكبار با اللهيار
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « بدون عذر بوسه‌زن ركاب اعلى خواهد شد . » ( 2 ) - در نسخهء « ط » : « باز دست غدر پيش آورد و سپر بىشرمى بسر كشيد . » ( 3 ) - سورهء 67 ، آيهء 22 ، معنى : « بلكه لجاج كردند در سركشى و عناد . »