خان شد . در اثناى فرار گرفتار حقوق خديو كامگار گشت ، چون محافظت يك دروازه از جانب اللهيار خان بطايفهء فوفلزائى مخصوص بود ، متعهد گشت كه هرگاه از قتل او اغماض شود ، طايفهء مزبوره دروازه را بر روى گماشتگان اين دولت خواهند گشود . براى امتحان اين ادّعا در شب بيستم رجب مسؤول او را قبول فرمودند ، و امان فوفلزائى ، كه از جملهء اعاظم افغان بود ، و چند روز قبل از آن از اللّهيار خان روگردان و دخيل دار الامان دولت ابد بنيان گشته بود ، از خدمت اقدس مستدعى تقديم اين خدمت شده ، روانه شد .
اللّهيار خان كه دانست حمزه در كجا بند است از در منع و جدال درآمد و امان در اثناى مقاتله بقتل رسيد . بعد از ظهور اين واقعه حمزه نيز به حكم قهر « 1 » قهرمان بتيغ قصاص بىامان از پى امان روان شد . پس در هر طرفى از اطراف شرقى و جنوبى و شمالى هرات نزديك بقلعه بتازگى قلعچه بلند اساس بنياد نهاده ، از هر سنگرى فوجى از بهادران « 2 » بقلعهجات 756 مزبوره مأمور و مقرّر فرمودند ، كه بشدّت محاصره و كار را بقلعگيان تنگ و غذاى ايشان را منحصر بگلولهء توپ و تفنگ سازند . بعد از چند روز كه آن جماعت ديگر مفرّى و سواى مقام اطاعت مقرّى نديدند ، از باب استيمان درآمده ، مستدعى رخصت اللهيار خان و عفوزلّات و متعهد استدراك و تلافى مافات شدند . پس در غرّه ماه مبارك صيام ، كه باشارهء ابروى هلال ، شمشير دليران لب از خون - آشامى فرو بست ، و از نقارهخانهء آفتاب آواى
« نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ »
« 3 » برخاست ، گرد فتنه فرو نشست و نداى بخشش آويزه گوش مخالفان گشت .
يساقچيان كيوان صلابت براى ضبط دروب و تخليهء قلعه تعيين و هر گروهى از افغان بموجب امر اقدس از دروازهء سمت خود فوج فوج درآمده ، بفحواى
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « به حكم حضرت ظل اللهى . »
( 2 ) - در نسخهء « ط » : « از جانبازان . »
( 3 ) - سورهء 61 ، آيهء 14 ، معنى : « نصرتى از خدا و فتحى نزديك . »