« لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغاراتٍ أَوْ مُدَّخَلًا لَوَلَّوْا إِلَيْهِ »
« 1 » رخت بخارج قلعه و قراى آن نواحى كشيدند . اللّهيار خان و رفقاى او كه مشمول عطيّه امان شده بودند ، با منشور عفو و بدرقه عنايت سالم و غانم روانه ملتان گرديدند ، و براى حمل كوچ باقى افاغنه هم دواب و الاغ سرانجام يافته ، از ابتداى ارض اقدس و ابيورد الى رأس الحد سمنان ، مكان سكنى به جهت ايشان معيّن و ايشان را فوج فوج روانهء خراسان ساختند . پير محمد سلطان حاكم جام ، كه كيفيت « 2 » احوال او رقم زد خامه اعلام گشته ، بايالت هرات سربلند و بخطاب خانى فايز و بهرهمند گرديد ، و در هفتم ماه مبارك رمضان با جنود نصرتقرين و دبدبه و آيين داخل قلعه گشته بساط تمكّن گسترد .
در بيان تتمهء وقايع فراه و كيفيت تسخير آن بعون عنايت الله
به نحوى كه سابقا نگارش يافت ، ابراهيم خان ظهير الدوله بعد از مراجعت از طبس ، بتنبيه طايفهء كوكلان مصمم گشته ، بعد از ورود به سنخواست ، آن طايفه از كردهء خود پشيمان و فاتح ابواب استيمان شدند ، و جمعى را ، كه براى سفر هرات تعهد كرده بودند ، روانه هرات و دربار فلك مدار ساخته ، ملازمان مزبور در سلخ ماه محرم وارد اردوگاه جهانپناه و مأمور بفراه شدند . ابراهيم خان نيز بعد از انجام اين امر و نظم مهمات سرحدات خراسان ، بموجب اشارهء و الا با سپاه ابيورد و سرحدات وارد اردوى فلك جاه و از آنجا روانهء فراه گرديد . در پانزدهم ربيع الاول بر سر قلعهء فراه تحريك لواى نصرت التواء كرده ، فيما بين محاربه واقع و شكست فاحش به حال آن طايفه راه يافت و سركردهء افاغنه با جمعى بمعرض فنا درآمد . پس ابراهيم خان باشارهء همايون در مقام تغيير سنگر برآمده و قريهء موسوم به قمر 757 را براى نزول
هامش
( 1 ) - سورهء 9 ، آيهء 57 ، معنى : « اگر نيابند پناهى يا غارهايى يا سوراخى هر آينه رومىكنند به سوى او . »
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « كيفيت كار و حال او گذشت . »