تنبيه آن طايفه نمكگير شده ، و با شمشير زهر آبگون بتلخى ، شور از جان شيرين ايشان برانگيختند . هر روز دست قضا برين نهج از پرويزن 735 چرخ شور چشم ، نمك بر چشم آن گروه مىبيخت 736 ، تا اينكه زمان محاصرهء چهار ماه امتداد يافت . سيدال كه از جانب حسين غليجايى باعانت ابدالىها آمده بود ، چون اكثر لشكريانش در محاربات عرضهء تيغ فساد ، و بقيّه از فقدان قوت گرفتار جوع و عنا شده بودند . در شب غرهء صفرجوياى مفرّ شده از شهر درآمده ، روانهء وادى گريز گرديد .
در بيان تفويض ايالت هرات به اللهيار خان به حكم خديو زمان
افاغنه چون پاى بخت را سست و اسباب شكست را درست ديدند .
چند نفر از رؤساى ابدالى را نزد اللهيار خان ، كه در خدمت آن حضرت مىبود ، روانه كرده ، بتوسط شفاعت او مستدعى بناى كار هرات و متعهّد دادن جمعى خانوار از رؤساى ابدالى گشتند . هرچند كه عنقاى بلندپرواز همّت آن حضرت ، جز در قلّه قاف تسخير آن ملك دلپذير نشيمن نميگرفت ، امّا بنابر صلاح وقت و استمزاج كار آن طايفه از در سختگيرى « 1 » و ابا درنيامدند .
بعد از روانه نمودن فرستادگان ايشان ، چون ابراهيم خان نيز در آن روز از اردوى همايون روانه فراه گرديد ، منظون ايشان « 2 » آن شد كه حسين غليجايى از قندهار باعانت مىآيد كه باعث رفتن ابراهيم خان شده ، لهذا از قول خود نكول كرده ، پيغام دادند كه افاغنه براى تحقيق اين خبر كس روانه فراه كردهاند ، بعد از رسيدن خبر ، بمقتضاى وقت عمل خواهد شد .
اين حركت مروحه 737 جنبان نايرهء غضب آن حضرت گرديد . فرمان والاصدور يافت كه مقاطعهء اين امر حواله بشمشير تيز است . من بعد افاغنه از آمدن ممنوع بوده ، در مخالفت و قلعهدارى كوشند . روز ديگر كه هندوى تيرهروى
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ج » و « ح » : « آن طايفه بحسب ظاهر از در سختگيرى »
( 2 ) - در نسخهء « ط » : « افاغنه »