باعتبار انتشار اخبار موحش ، آن طايفه ايقاد نايرهء شرارت ، و دواب و اسباب رعاياى آن محل را غارت كرده ، عنان عزيمت برتافتند . بنابر وصول اين خبر ابراهيم خان بمعاودت مأمور و فوجى ديگر از لشكر نصرتاثر بسركردگى اسماعيل سلطان خزيمه و على قلى بيك ساريوليلو ، باعانت امام وردى بيك نامزد گشته ، فرمان و الا بعز نفاذ پيوست ، كه اماموردى بيك ، تا ورود سركردگان سبك عنانى نكرده ، جلو جلادت را از جانب قلعه كشيده دارد . امام وردى بيك بر خلاف حكم و الا انتظار ورود سركردگان را نكشيده ، براى اظهار رشادت در بيست و هشتم ذيحجة الحرام بنه را از مكان سابق پيش برده دهنو را ، كه تا قلعه فراه يك فرسخ و نيم مسافت داشت ، سنگر كرده نزول ، و در روز ورود ايشان بسنگر دهنو ، عليمردان برادر ذو الفقار خان ابدالى ، كه در فراه بود ، با افاغنهء فراه در حوالى شبلى كوه 732 و فراه رود 733 سر راه برايشان گرفته ، و محمد سلطان با سركردهء قشون كرمان در معركه مقتول شده و افاغنه جرى گشتند ، روز دوم و سوم نيز به همين معامله پيش آمد . روز سوم در اثناى گير و دار سركردگان جديد و عساكرى كه از معسكر همايون مأمور شده بودند ، بسروقت جنگ رسيدند ، و بپاسدارى و ثبات قدم ، دست قضا ، پنجهزن تاب « 1 » و توان افاغنه گشته ، ايشان را شكست فاحش داده ، پانصد نفر از ايشان را قتيل و جمعى را زنده و دستگير كرده ، بقيّه بجانب قلعه فراه فرار كردند . امام وردى بيك بسبب سوء حزم و خودسرى ، كه سنگر را تغيير داده و بدين تدبير دو سه نفر سركردهء معتبر كشته شدند ، از نيابت كرمان و سركردگى قشون منعزل ، و باقى سركردگان و دلاوران بازاء اين فتح بعنايت خاص مشمول گشتند . بعد از ورود موكب و الا به منزل ناگهان ، كه رؤساى اويماقيه سعادتياب تلثيم دربار سپهر بنيان شدند ، ايشان را بسركردگى اسماعيل خان ، ولد ابراهيم
هامش
( 1 ) - در نسخهء « و » : « دست قضا پنجهء طاقت و توان آن گروه گشته »