تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤

در بيان مقدمات دار الرفاه فراه و كيفيت محصورى آن :

به نحوى كه سابقا ايمائى « 1 » شد محمد سلطان مروى كه از سنگر نقره بتاخت توابع فراه مأمور گشته بود ، بعد از قتل مصطفى و ضبط قلعهء خاش ، در همانجا توقف داشت . ثانى الحال امام وردى بيك ساريو ليلو نايب كرمان ، با حاكم سيستان و قشون كرمان و سيستان ، باتفاق محمد سلطان بمحاصره و تسخير فراه مأمور ، و مقرر شد كه ظهير الدوله ابراهيم خان نيز ، با قشون سرحدات خراسان ، از راه طبس عازم فراه گشته ، بعد از ورود او تمامى سركردگان حسب الصلاح او بتقديم اين خدمت اقدام نمايند . در حين آمدن امام وردى بيك ، جمعى از قشون او بموجب فرمان اقدس بتاخت كرشگ 728 و بست 727 ، از توابع قندهار معين گشته ، مأمورين بقلعه بست مستولى ، و اهل قلعه را تاخت و غارت كردند . مقارن آن جمعى از افاغنهء غليجايى از جانب حسين ، بسركردگى پارو خان 729 نام ، كه در ايام استيلاى افغان حاكم لار و بندر بود ، بمدافعه برخاسته ، صيد شير شكاران شده ، و مأمورين با اسير و غنيمت بسيار برگشتند ، و به امام وردى بيك ملحق ، و در كاخ 730 سنگر ساخته بتاخت نواحى فراه پرداختند . اما مقارن ورود ابراهيم خان بحوالى طبس 731 خبر تقاعد « 2 » تركمانيهء كوكلان * از جهت اين سفر خيريت اثر * « 3 » بمسامع عليه رسيده ، ابراهيم خان بروفق فرمان آمدن خود را موقوف « 4 » ، و عنان بعزم تنبيه ايشان معطوف « 5 » ساخت . توضيح اين مقال آنكه : چون در حين توقف موكب همايون در ارض فيض نمون اون بيگيان كوكلان متعهد دادن جمعى ملازم گشته بودند درين اوان ملازمان مزبور را ، بنحو تعهد ، سرانجام و روانه ساخته ، بعد از ورود بحدود اسفراين
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « اشاره » ( 2 ) - در نسخهء « ح » : « فساد » ( 3 ) - در نسخهء « ح » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد . ( 4 ) - در نسخهء « ح » كلمهء « موقوف » وجود دارد . ( 5 ) - در نسخهء « ح » : « منعطف »