تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
و او را با جمعى كه همراه داشت گرفته به خدمت خديو كامگار آوردند . از گرفتاران روميّه آنچه پاشايان و معتبرين بودند ، بعلاوه جانبخشى ، مورد احسان « 1 » گشتند ، و برخصت انصراف مسرور ، و بقيّه اسراء بعرّاده‌كشى توپخانه مأمور شدند . از آنجا توپهاى كوه بنيان و مدافع اژدر دهان آتش‌فشان را ، كه در محاربات روميّه بدست آمده بود ، روانهء خراسان ساختند . و به ابراهيم پاشا وزير اعظم بتوسط گرفتاران پيغامات دوستانه متذكر از مراتب صلح و صلاح فرستادند . مقارن آن خبر خلع سلطان احمد خان و جلوس سلطان محمود خان 659 برادرش و قتل ابراهيم پاشا وزير اعظم ، بعرض رسيد . توضيح اين مقال آنكه : وقتى كه تبريز و همدان در تصرّف مصطفى پاشا ، سرعسكر روم ، و عبد الرحمن پاشا بود تمامى قراء و مزارع و دكاكين و رقبات آن دو ولايت از دولت عثمانيه به يمرلى ، كه باصطلاح روميّه عبارت از ديوان باشد ، قرار يافت . ثانى الحال پاشايان باستدعاى طايفهء ينگچرى و صاحبان اوجاق ، آنها را باذن و فرمان قيصرى ، به آن جماعت تمليك و مبايعه كرده ، قيمت آنها را كه مبلغ‌هاى خطير مىشد گرفته صرف عسكر كرده بودند . بعد از تسخير اصفهان رضا قليخان شاملو از جانب آن حضرت بطلب ولايات بسفارت مأمور ، و وارد اسلامبول شد . سلطان احمد خان و ابراهيم پاشا بنابر انتشار آوازهء موكب ظلّ اللهى راضى بقبول مصالحه و رد نمودن ولايت گشته ، طايفهء ينگچرى و رؤساى اوجاق كه ريشهء تصرف در گل زمين ، و ولايات آنجا محكم كرده بودند ، و بنوعى غير از دهرهء تيغ بيدريغ ، قلع نهال توقع از آن سرزمين نميكردند ، بدعوى برخاستند * ، كه يك جا ولايت را بما ميفروشيد ، و يك جا بعجم رد مىنماييد « 2 » * ، اگر
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ط » : « و انعام گشتند . » ( 2 ) - در نسخهء « ط » عبارت بين دو ستاره چنين است : « از طرفى ولايت را بما ميفروشيد و از طرف ديگر بعجم رد مىنمائيد . »
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 129 | ميرزا مهدي خان استر آبادى